داستان‏هاى قرآن-حضرت هود (ع)-مشخصات و قوم او

از این رو به او هود گفته شد، که از ضلالت قومش هدایت یافته بود و از سوى خدا براى هدایت قوم گمراهش برانگیخته شده بود.

هود - علیه السلام - در قیافه و قامت همشکل حضرت آدم - علیه السلام - بود. سر و صورتى پر مو و چهره‌اى زیبا داشت.(2)

هود - علیه السلام - دومین پیامبرى است که در برابر بت و بت پرستى قیام و مبارزه کرد، که اولى آنها حضرت نوح - علیه السلام - بود.(3)

با این توضیح و با الهام از قرآن، نظر شما را به فرازهایى از زندگى حضرت هود - علیه السلام - و قومش که به قوم «عاد» معروف بودند جلب مى‌کنیم:

قوم سرکش عاد:

حدود 700 سال قبل از میلادِ حضرت مسیح - علیه السلام - در سرزمین احقاف (بین یمن و عمّان، در جنوب عربستان) قومى زندگى مى‌کردند که به آنها قوم عاد مى‌گفتند. زیرا جدّشان شخصى به نام «عاد بن عوص» بود و حضرت هود - علیه السلام - نیز از همین قوم بود و عاد بن عوص، جدّ سوم او به شمار مى‌آمد.(4)

قوم عاد افرادى تنومند، بلند قامت و نیرومند بودند، از این رو به عنوان جنگاورانى برگزیده به حساب مى‌آمدند. از نظر تمدن نیز نسبت به قبایل دیگر تا حدود زیادى پیشرفته‌تر بودند و شهرهاى آباد، زمینهاى خرم و سر سبز و باغهاى پر طراوت داشتند.(5)

این قوم در ناز و نعمت به سر مى‌بردند و هم چون شیوه بیشتر سرمایه داران و مرفّهین بى‌درد، مست غرور و غفلت بودند. از قدرتشان براى ظلم و ستم و استعمار و استثمار دیگران سوء استفاده مى‌کردند و از طاغوتها و مستکبران عنود و سرکش پیروى مى‌نمودند و در میان انواع خرافات و بت پرستى و گناهان غوطه‌ور بودند.

طغیان، بى‌بند و بارى، عیش و نوش و شهوت پرستى، جهل و گمراهى، لجاجت و یکدندگى در سراپاى وجودشان دیده مى‌شد و هرگز حاضر نبودند که از روش خود دست بکشند و در برابر حق تسلیم گردند.(6)

دعوت و مبارزه هود - علیه السلام - با بت پرستى:

حضرت هود - علیه السلام - در میان قوم، دعوت خود را چنین آغاز کرد:

«اى قوم من! خدا را پرستش کنید، چرا که هیچ معبودى براى شما جز خداى یکتا نیست، شما در اعتقادى که به بتها دارید در اشتباهید، و نسبت دروغ به خدا مى‌دهید.

اى قوم من! من از شما پاداشى نمى‌خواهم، پاداش من فقط بر کسى است که مرا آفریده است. آیا نمى‌فهمید؟

اى قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش کنید، سپس به سوى او بازگردید، تا باران رحمتش را پى در پى بر شما بفرستد، و نیرویى بر نیروى شما بیفزاید، روى از حق نتابید و گناه نکنید.»

قوم هود گفتند: اى هود! تو دلیلى براى ما نیاورده‌اى و ما خدایان خود را به خاطر حرف تو رها نخواهیم کرد، و ما اصلاً به تو ایمان نمى‌آوریم، ما فقط درباره تو مى‌گوییم؛ بعضى از خدایان ما به تو زیان رسانده و عقلت را ربوده‌اند.

هود گفت: من خدا را به گواهى مى‌طلبم، شما نیز گواه باشید که من از آن چه شریک خدا قرار دهید بیزارم.

من در برابر شما هستم، هر چه مى‌خواهید در مورد من نقشه بکشید و مرا تهدید کنید، ولى از دست شما کارى ساخته نیست، من بر «الله» که پروردگار من و شما است توکل کرده‌ام، هیچ جنبنده‌اى نیست، مگر این که او بر آن تسلط داشته باشد، اما سلطه‌اى براساس عدالت چرا که پروردگار من بر راه راست است. من رسالتى را که مأمور بودم به شما رساندم، پس اگر روى بگردانید، پروردگارم گروه دیگرى را جانشین شما مى‌کند، و شما کمترین ضررى به او نمى‌رسانید، پروردگارم حافظ و نگاهبان هر چیز است.(7)

جوهره دعوت هود - علیه السلام:

خداوند در آیه 123 و 124 سوره هود مى‌فرماید: «قوم عاد، رسولان خدا را تکذیب کردند، هنگامى که برادرشان هود - علیه السلام - آنها را به تقوا و دورى از گناه فرا خواند.» آن گاه شیوه دعوت هود - علیه السلام - را چنین بیان مى‌کند:

آیا تقوا را پیشه خود نمى‌کنید؟ به سوى خدا بیایید، من براى شما فرستاده امینى هستم، از نافرمانى خدا بپرهیزید و از من اطاعت کنید، من هیچ اجر و پاداشى در برابر این دعوت ازشما نمى‌طلبم، اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالمیان است.

آیا شما بر هر مکان بلندى، نشانه‌اى از هوى و هوس مى‌سازید؟ تا خود نمایى و تفاخر کنید، شما قصرها و قلعه‌هاى زیبا بنا مى‌کنید، و آن چنان به این بناها دل بسته‌اید که گویى جاودانه در دنیا خواهید ماند، هنگامى که کسى را مجازات مى‌کنید، هم چون جباران کیفر مى‌دهید. پرهیزکار شوید، از مخالفان فرمان خدا بپرهیزید، خداوندى که با نعمتهایش شما را یارى نموده و شما را به چهارپایان و نیز پسران نیرومند امداد فرموده، و باغها و چشمه‌ها را در اختیار شما نهاده است، اگر کفران نعمت کنید، من بر شما از عذاب روز بزرگ نگرانم که شما را فرا گیرد.(8)

عکس العمل لجوجانه قوم عاد در برابر هود - علیه السلام:

قوم هود - علیه السلام - در برابر اندرزهاى پر مهر حضرت هود - علیه السلام - به جاى این که پاسخ مثبت بدهند، به لجاجت و سرکشى پرداختند، با صراحت او را تکذیب کردند، و گفتند: «براى ما تفاوت نمى‌کند، چه ما را اندرز بدهى یا ندهى. خود را بیهوده خسته نکن، روش ما همان روش پیشینیان است و از آن دست نمى‌کشیم، و این تهدیدهاى تو، دروغ است و ما هرگز مجازات نمى‌شویم.(9)

نیز به هود گفتند: آیا آمده‌اى که ما را (با دروغهایت) از معبودهایمان بازگردانى؟ اگر راست مى‌گویى عذابى را که به ما وعده داده‌اى بیاور.(10)

حضرت هود - علیه السلام - آن چه توانست قوم خود را پند و اندرز داد، و شب و روز به دعوت آنها به سوى حق پرداخت، و راه روشن نجات را به آنها نشان داد، و با اصرار و تکرار، آنها را از انحراف و گمراهى بر حذر مى‌داشت، ولى تنها اندکى از آن قوم، به هود - علیه السلام - ایمان آوردند، و اکثریت قاطع مردم، رو در روى هود - علیه السلام - قرار گرفتند و نسبت دروغگویى، جنون و ابلهى به هود - علیه السلام - دادند و بر کفر و عناد خود افزودند.(11)

قرآن گوشه‌اى از داستان گفتگوى هود - علیه السلام - با قومش را چنین بیان مى‌کند:

هود: اى قوم من! تنها خدا را بپرستید، جز او معبودى براى شما نیست، آیا پرهیزکارى پیشه نمى‌کنید؟

بزرگان قوم: ما تو را در مقام نادانى و سبک مغزى مى‌نگریم، ما بطور قطع تو را دروغگو مى‌دانیم.

هود: اى قوم من! هیچ گونه ابلهى و سفاهت در من نیست، بلکه من فرستاده‌اى از سوى خدا به سوى شما هستم، پیامهاى خدا را به گوش شما مى‌رسانم و خیرخواه امین براى شما هستم. آیا تعجب مى‌کنید که دستور آگاهى بخش خداوند توسط مردى از میان شما به شما برسد، و او شما را از مجازات الهى بترساند؟

بزرگان قوم: آیا به سراغ ما آمده‌اى که تنها خداى یگانه را بپرستیم، ولى آن چه را که پدرانمان مى‌پرستیدند، رها سازیم، اگر راست مى‌گویى آن چه را که از عذاب به ما وعده مى‌دهى بیاور.

هود: پلیدى و غضب پروردگارتان، شما را فراگرفته است، آیا با من در مورد نامهایى که شما و پدرانتان بر بتها نهاده‌اند، ستیز مى‌کنید؟ در حالى که خداوند هیچ دلیلى درباره آن نازل نکرده است؟ پس شما منتظر (شکست من) باشید و من نیز در انتظار عذاب شما خواهم بود.(12)

«پایان قسمت اول»

------------------------------

1- بحار، ج 11، ص 363.

2- همان مدرک، ص 357.

3- المیزان، ج 10، ص 207 و 208.

4- قبل از آنها نیز قومى به نام «قوم عاد اول» وجود داشته‌اند که در آیه 50 سوره نجم، به عنوان «عاداً الاولى» نام برده شده‌اند.

5- چنان که این مطلب از آیه 8 سوره فجر استفاده مى‌شود.

6- چنان که این مطلب از آیه 59 سوره هود استفاده مى‌شود.

7- سوره هود، آیات 50 تا 56.

8- شعراء، آیات 123 تا 135.

9- شعراء، آیات 136 تا 139.

10- احقاف، آیه 22.

11- اقتباس از آیه 54 هود، و آیه 66 اعراف.

12- اعراف، آیات 65 تا 71.

/ 2 نظر / 40 بازدید
saeedeh

سلام دوست عزیز ...واقعا وب جالب و جذابی دارید . از خوندن مطلاب لذت بردم . آموزنده بودن . موفق و سربلند باشید .

فاطمه

سلام با افتخار شما رو لینک کردم شما هم وب بسیار زیبایی دارین یامهدی[گل]