سوره کافرون

ترجمه انگلیسى قرآیى:

1- In the Name of Allah,

the All-beneficent, the All-merciful. Say, ‘O faithless ones

2- I do not worship what you worship,

3- nor do you worship what I worship;

4- nor will I worship what you have worshiped

5- nor will you worship what I worship.

6- To you your religion, and to me my religion.’

شأن نزول (مرتضى بذرافشان)‏

موضع‌گیرى شفاف:

شأن نزول آیه‌هاى 2 تا 6 سوره کافرون

 «ولید بن مغیره»، «امیه بن خلف»، «حارث بن قیس» و «عاص بن وائل»، به نمایندگى از دیگر سران قریش، با پیشنهاد جدیدى براى دیدن پیامبر به سوى مسجدالحرام حرکت کردند. آنان به نتیجه مثبت این گفت و گو امیدوار بودند. مشرکان در این پیشنهاد با انعطاف‌پذیرى مى‌کوشیدند تا اندازه‌اى به خواسته‌هاى پیامبرتن دهند و به آن جامه عمل بپوشانند. پیامبر آنان را به حضور پذیرفت. آنان نیز بى‌مقدمه سخن آغاز کردند و پیشنهاد خود را ارایه دادند و گفتند: ما از آیین تو پیروى مى‌کنیم، تو نیز از آیین ما پیروى کن. یک‌سال ما خداى تو را عبادت مى‌کنیم و یک‌سال تو خدایان ما را عبادت کن. پیشنهاد ما آزمایشى و تنها براى مدت یک سال است. در این مدت، اگر آیین تو بهتر باشد، در آن صورت ما زیان ندیده‌ایم و چیزى را از دست نداده‌ایم؛ چون با تو شریک بوده‌ایم و بهره خود را گرفته‌ایم و اگر آیین ما بهتر باشد، تو نیز زیان ندیده‌اى و بهره‌ات را از آن گرفته‌اى؛ چون در آیین ما شریک بوده‌اى. علاوه بر این، ما تو را در همه امتیازهاى خود شریک مى‌سازیم. تو را به ریاست خود برمى‌گزینیم و دیگر نیازهایت را نیز تأمین مى‌کنیم. پس از ارایه این پیشنهاد، در انتظار پاسخ مثبت پیامبر بودند، ولى پیامبر تنها فرمود: به خدا پناه مى‌برم از این که چیزى را همتاى او قرار دهم. پاسخ پیامبر، سبب ناامیدى آنان شد. هنگامى که از مسجد بیرون مى‌رفتند، براى آخرین بار گفتند: اى محمد! اگر خدایان ما را لمس کنى و به آن تبرک هم بجویى، ما رضایت مى‌دهیم و قانع مى‌شویم. در آن صورت، ما از آزارت دست بر مى‌داریم. تصدیقت مى‌کنیم و خداى تو را مى‌پرستیم. پیامبر که پافشارى آنان را دید، به آن‌ها فرمود: من منتظر فرمان پروردگارم هستم. در این هنگام، سوره «قل یا ایهاالکافرین» نازل شد و رسول اللّه‌بى‌درنگ این سوره را تا آخر بر آنان خواند. مشرکان وقتى این سوره را شنیدند، کاملاً نا امید شدند و از آن پس، حضرت و یارانش را بیش از گذشته آزار دادند. پیامبر نیز با تلاوت این آیه‌ها، جدایى کامل خط خود را از آنان اعلام کرد و با صراحت گفت: من هرگز بت پرستى نخواهم کرد و شما نیز با این لجاجت که دارید و با تقلید کورکورانه از نیاکان و با سود سرشارى که از بت پرستان به شما مى‌رسد، هرگز حاضر به خداپرستى خالص نیستید. آن‌چه در این سوره آمده است، در واقع، بیانگر این واقعیت است که توحید وشرک، دو برنامه متضاد و دو مسیر کاملاً جدا هستند و هیچ شباهتى با هم ندارند. توحید، انسان را به خدا مى‌رساند و شرک، او را از خدا بیگانه مى‌کند. بنابراین، پویندگان راه حق باید در همه جا شفاف سخن بگویند و بیزارى خود را از هر گونه شرک و سازش با مشرکان اعلام کنند؛ این است راه اصیل اسلام. آیه‌هاى 2 تا 6 سوره کافرون بر جدایى مسیر حق و باطل تأکید مى‌کند:

بگو: اى کافران! آن چه مى‌پرستید، نمى‌پرستم. «» و آن چه مى‌پرستم، شما نمى‌پرستید «» و نه آن‌چه مى‌پرستیدید، من مى‌پرستم «» و نه آن چه من مى‌پرستم، شما مى‌پرستید. «» دین شما براى خودتان و دین من براى خودم. «» (1)

پاورقى:

(1) تفسیر نمونه، ج27، ص 384.

اعراب آیات (تجزیه و ترکیب)‏:

1- {بِسْمِ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور {اللَّهِ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر / فعل مقدّر یا محذوف / فاعل محذوف {الرَّحْمنِ} نعت تابع {الرَّحِیمِ} نعت تابع {قُلْ} فعل امر مبنى بر سکون / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر {یا} (یا) حرف ندا {أَیُّهَا} منادا، منصوب یا در محل نصب / (ها) حرف تنبیه {الْکافِرُونَ} نعت تابع

2- {لا} حرف نفى غیر عامل {أَعْبُدُ} فعل مضارع، مرفوع به ضمه ظاهرى یا تقدیرى / فاعل، ضمیر مستتر (أنت) در تقدیر {ما} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {تَعْبُدُونَ} فعل مضارع، مرفوع به ثبوت نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل

3- {وَلا} (و) حرف عطف / حرف نفى غیر عامل {أَنْتُمْ} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {عابِدُونَ} خبر، مرفوع یا در محل رفع {ما} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {أَعْبُدُ} فعل مضارع، مرفوع به ضمه ظاهرى یا تقدیرى / فاعل، ضمیر مستتر (أنا) در تقدیر

4- {وَلا} (و) حرف عطف / حرف مشبه بالفعل یا حرف نفى ناسخ {أَنا} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {عابِدٌ} خبر، مرفوع یا در محل رفع {ما} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {عَبَدْتُّمْ} فعل ماضى، مبنى بر سکون / (ت) ضمیر متصل، در محل رفع و فاعل

5- {وَلا} (و) حرف عطف / حرف نفى غیر عامل {أَنْتُمْ} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {عابِدُونَ} خبر، مرفوع یا در محل رفع {ما} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {أَعْبُدُ} فعل مضارع، مرفوع به ضمه ظاهرى یا تقدیرى / فاعل، ضمیر مستتر (أنا) در تقدیر

6- {لَکُمْ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور / خبر مقدّم محذوف {دِینُکُمْ} مبتدا مؤخّر / (ک) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه {وَلِیَ} (و) حرف عطف / حرف جر و اسم بعد از آن مجرور / خبر مقدّم محذوف {دِینِ} مبتدا مؤخّر / (ی) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه

قرآن منظوم (امید مجد)‏:

سرآغاز گفتار نام خداست *** که رحمتگر و مهربان خلق راست

بگو اى رسول خدا مصطفى (ص) *** به کفار و بر مشرکان خدا (1)

نخواهم پرستم خدایان خوار *** که آن را پرستید در روزگار (2)

نه هرگز پرستید رب مرا (3) *** نه من مى‏پرستم بتان شما (4)

نه هرگز پرستید آن کردگار *** که باشد مرا رب و پروردگار (5)

شما پس همان شرک گیرید پیش *** که توحید من نیز از آن خویش (6)

تفسیر نمونه (آیت الله مکارم شیرازى)‏:

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 379

َسوره کافرون

ََمقدمه

این سوره در مکه نازل شده و داراى 6 آیه است

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 380

محتوى و فضیلت سوره ((کافرون ))

این سوره در ((مکه )) نازل شده ، و لحن و محتواى آن گواه روشنى بر این معنى است ، همچنین شاءن نزولى که به خواست خدا بعدا به آن اشاره مى شود دلیل دیگرى بر این مدعا است ، و اینکه بعضى احتمال داده اند مدنى باشد بسیار بعید به نظر مى رسد.

لحن سوره نشان مى دهد در زمانى نازل شده که مسلمانان در اقلیت بودند و کفار در اکثریت ، و پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) از ناحیه آنها سخت در فشار بود، و اصرار داشتند او را به سازش با شرک بکشانند، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دست رد بر سینه همه آنها مى زند، و آنها را به کلى ماءیوس مى کند، بدون آنکه بخواهد با آنها درگیر شود.

این سرمشقى است براى همه مسلمانان که در هیچ شرائطى در اساس  دین و اسلام با دشمنان سازش نکنند، و هر وقت چنین تمنائى از ناحیه آنها صورت گیرد آنها را کاملا ماءیوس کنند، مخصوصا در این سوره دو بار این معنى تاءکید شده که من معبودهاى شما را نمى پرستم و این تاءکید براى ماءیوس ساختن آنها است ، همچنین دوباره تاءکید شده که شما هرگز معبود من ، خداى یگانه را نمى پرستید و این دلیلى است بر لجاجت آنها، و سرانجامش این است که من و آئین توحیدیم ، و شما و آئین پوسیده شرک آلودتان !

درباره فضیلت این سوره روایات فراوانى نقل شده که حاکى از اهمیت فوق العاده محتواى آن است از جمله :

در حدیثى (از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده که فرمود: من قراء قل یا

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 381

ایها الکافرون فکانما قراء ربع القرآن و تباعدت عنه مردة الشیاطین ، و براء من الشرک ، و یعافى من الفزع الاکبر: کسى که سوره قل یا ایها الکافرون را بخواند گوئى ربع قرآن را خوانده ، و شیاطین طغیانگر از او دور مى شوند، و از شرک پاک مى گردد، و از فزع (روز قیامت ) در امان خواهد بود.

تعبیر به ((ربع القرآن )) شاید به خاطر آن است که حدود یک چهارم قرآن مبارزه با شرک و بت پرستى است ، و عصاره آن در این سوره آمده است ، و دور شدن شیاطین سرکش به خاطر آن است در این سوره دست رد بر سینه مشرکان زده شده ، و مى دانیم شرک مهمترین ابزار شیطان است .

نجات در قیامت نیز در درجه اول در گرو توحید و نفى شرک است ، همان مطلبى که این سوره بر محور آن دور مى زند.

در حدیث دیگرى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى خوانیم : مردى خدمتش آمد عرض کرد اى رسول خدا! براى این آمده ام که چیزى به من یاد دهى که به هنگام خواب بخوانم ، فرمود: اذا اخذت مضجعک فاقراء قل یا ایها الکافرون ثم نم على خاتمتها فانها براءة من الشرک : هنگامى که به بستر رفتى سوره یا ایها الکافرون را بخوان ، بعد از آن بخواب که این بیزارى از شرک است . و نیز در روایتى از رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمده است که به جبیر بن مطعم فرمود: آیا دوست دارى هنگامى که به سفر میروى از بهترین یارانت از نظر زاد و توشه باشى ؟ گفت : آرى پدرم و مادرم فدایت اى رسول خدا!

فرمود: این پنج سوره را بخوان : ((قل یا ایها الکافرون ))، و ((اذا جاء نصر الله و الفتح ))، و ((قل هو الله احد))، و ((قل اعوذ برب الفلق ،)) و ((قل اعوذ برب

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 382

الناس ))، و قرائت خود را با ((بسم الله الرحمن الرحیم )) آغاز کن .

و در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم که مى فرمود: پدرم مى گفت قل یا ایها الکافرون ربع قرآن است ، و هنگامى که از آن فراغت مى یافت مى فرمود: اعبدالله وحده ، اعبدالله وحده : من تنها خدا را عبادت مى کنم من تنها خدا را عبادت مى کنم .

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 383

آیه 1 - 6

آیه و ترجمه

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

قُلْ یَأَیهَا الْکفِرُونَ(1) لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ(2) وَ لا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ(3) وَ لا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتمْ(4) وَ لا أَنتُمْ عَبِدُونَ مَا أَعْبُدُ(5) لَکمْ دِینُکُمْ وَ لىَ دِینِ(6)

ترجمه :

بنام خداوند بخشنده مهربان

1 - بگو اى کافران !

2 - آنچه را شما مى پرستید من نمى پرستم .

3 - و نه شما آنچه را من پرستش مى کنم مى پرستید.

4 - و نه من هرگز آنچه را شما پرستش کرده اید مى پرستم

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 384

5 - و نه شما آنچه را که من مى پرستم عبادت مى کنید.

6 - (حال که چنین است ) آئین شما براى خودتان و آئین من براى خودم !

شاءن نزول :

در روایات آمده است که این سوره در باره گروهى از سران مشرکان قریش نازل شده ، مانند ولید بن مغیره و عاص بن وائل و حارث بن قیس  و امیة بن خلف و... گفتند: اى محمد! تو بیا از آئین ما پیروى کن ، ما نیز از آئین تو پیروى مى کنیم ، و تو را در تمام امتیازات خود شریک مى سازیم ، یکسال تو خدایان ما را عبادت کن ! و سال دیگر ما خداى تو را عبادت مى کنیم ، اگر آئین تو بهتر باشد ما در آن با تو شریک شده ایم ، و بهره خود را گرفته ایم ، و اگر آئین ما بهتر باشد تو در آئین ما شریک شده و بهره ات را از آن گرفته اى ! پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: پناه بر خدا که من چیزى را همتاى او قرار دهم ! گفتند: لا اقل بعضى از خدایان ما را لمس کن و از آنها تبرک بجوى ما تصدیق تو مى کنیم و خداى تو را مى پرستیم !

پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: من منتظر فرمان پروردگارم هستم .

در این هنگام سوره ((قل یا ایها الکافرون )) نازل شد، و رسول الله به مسجدالحرام آمد، در حالى که جمعى از سران قریش در آنجا جمع بودند بالاى سر آنها ایستاد، و این سوره را تا آخر بر آنها خواند آنها وقتى پیام این سوره را شنیدند کاملا ماءیوس شدند، و حضرت و یارانش را آزار دادند.

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 385

تفسیر :

هرگز با بت پرستان سر سازش ندارم

آیات این سوره پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را مخاطب ساخته ، مى فرماید: بگو اى کافران (قل یا ایها الکافرون ).

آنچه را شما مى پرستید نمى پرستم (لا اعبد ما تعبدون ).

و نه شما آنچه را من پرستش مى کنم مى پرستید (و لا انتم عابدون ما اعبد).

به این ترتیب جدائى کامل خط خود را از آنها مشخص مى کند، و با صراحت مى گوید: من هرگز بت پرستى نخواهم کرد، و شما نیز با این لجاجت که دارید و با تقلید کورکورانه از نیاکان که روى آن اصرار مى ورزید و با منافع نامشروع سرشارى که از بت پرستان عائد شما مى شود هرگز حاضر به خداپرستى خالص از شرک نیستید.

بار دیگر براى ماءیوس کردن کامل بت پرستان از هر گونه سازش بر سر توحید و بت پرستى مى افزاید: ((و نه من هرگز آنچه را شما پرستش  کرده اید مى پرستم (و لا انا عابد ما عبدتم ).

((و نه شما آنچه را که من مى پرستم عبادت مى کنید)) (و لا انتم عابدون ما اعبد).

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 386

بنابراین اصرار بى جا در مصالحه بر سر مساءله بت پرستى نکنید که این امر غیر ممکن است .

حال که چنین است آئین شما براى خودتان و آئین من براى خودم (لکم دینکم و لى دین ).

بسیارى از مفسران تصریح کرده اند که منظور از کافرون در اینجا گروه خاصى از سران بت پرستان مکه اند، بنابر این الف و لام در الکافرون به اصطلاح براى عهد است ، نه براى جمع .

ممکن است دلیل آنها بر این مطلب علاوه بر آنچه در شاءن نزول گفته شد این باشد که بسیارى از بت پرستان مکه سرانجام ایمان آوردند، بنابراین اگر مى گوید نه شما معبود مرا عبادت مى کنید و نه من معبود شما را حتما در مورد آن گروهى از سران شرک و کفر است که تا پایان عمر هرگز ایمان نیاوردند و گرنه بسیارى از مشرکان به هنگام فتح مکه فوج فوج وارد اسلام شدند.

نکته ها:

در اینجا چند سؤ ال مطرح است که باید به آن پاسخ گفت :

1 - چرا سوره با فرمان قل بگو شروع شده است :

آیا بهتر این نبود گفته شود یا ایها الکافرون بدون اینکه قل در آغاز آن باشد؟ و به تعبیر دیگر: پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) باید دستور خداوند را اجرا کند و جمله یا ایها الکافرون را به آنها بگوید: نه اینکه جمله قل را نیز تکرار کند.

پاسخ این سؤ ال با توجه به محتواى سوره روشن است ، زیرا مشرکان عرب پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را دعوت به سازش بر سر بتها کرده بودند. و او مى بایست این

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 387

مطلب را از خود نفى کند، و بگوید: من هرگز تسلیم شما نمى شوم ، و عبادتم را با شرک آلوده نمى کنم اگر کلمه قل در آغاز این سوره نباشد سخن سخن خدا خواهد شد، و در این صورت جمله لا اعبد ما تعبدون (من آنچه را شما عبادت مى کنید نمى پرستم ) و امثال آن مفهومى نخواهد داشت .

بعلاوه چون کلمه قل در پیام جبرئیل از سوى خدا بوده ، پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مؤ ظف است که براى حفظ اصالت قرآن آن را عینا بازگو کند، و این خود نشان مى دهد که جبرئیل و رسول اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در نقل وحى الهى کمترین تغییرى نداده اند، و عملا ثابت کرده اند ماءمورانى هستند گوش بر فرمان الهى ، همانگونه که در آیه 15 سوره یونس مى خوانیم : قل ما یکون لى ان ابدله من تلقاء نفسى ان اتبع الا ما یوحى الى : بگو من حق ندارم که قرآن را از پیش خود تغییر دهم من فقط از چیزى پیروى مى کنم که بر من وحى مى شود.

2 - مگر بت پرستان منکر خدا بودند؟

مى دانیم بت پرستان هرگز خدا را انکار نمى کردند، و طبق صریح آیات قرآن اگر از خالق آسمان و زمین از آنها سؤ ال مى شد مى گفتند: خدا است :

و لئن سالتهم من خلق السموات و الارض لیقولن الله (لقمان 25).

پس چگونه در این سوره مى گوید: نه من معبود شما را مى پرستم و نه شما معبود مرا؟

پاسخ این سؤ ال نیز با توجه به اینکه بحث از مساءله خلقت نیست ، بلکه از مساءله عبادت است ، روشن مى شود، بت پرستان خالق جهان را خدا مى دانستند، ولى معتقد بودند باید بتها را عبادت کرد، تا آنها واسطه در درگاه خدا شوند، یا اینکه اصلا ما لایق این نیستیم که خدا را پرستش  کنیم ، بلکه باید بتهاى

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 388

جسمانى را پرستش کنیم ، اینجاست که قرآن قلم سرخ بر اوهام و پندارهاى آنها مى کشد، و مى گوید عبادت باید فقط براى خدا باشد، نه بتها، و نه هر دو!

3 - این تکرار براى چیست ؟

در اینکه آیا تکرار نفى عبادت بتها از ناحیه پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و نفى عبادت خدا از ناحیه مشرکان ، براى چیست ؟ گفتگو بسیار است .

جمعى معتقدند که این تکرار براى تاءکید و ماءیوس کردن کامل مشرکان ، و جدا نمودن مسیر آنها از مسیر اسلام است ، و اثبات عدم امکان سازش  میان توحید و شرک مى باشد، و به تعبیر دیگر چون آنها در دعوت پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به سوى شرک اصرار مى ورزیدند و تکرار مى کردند قرآن نیز رد آنها را تکرار مى کند.

در حدیثى آمده است که ابوشاکر دیصانى (یکى از زنادقه عصر امام صادق (علیه السلام ) از یکى از یاران امام صادق بنام ابوجعفر احول (محمد بن على نعمانى کوفى معروف به مؤ من طاق ) از دلیل تکرار این آیات سؤ ال کرد و گفت آیا شخص حکیم ممکن است این چنین تکرارى در کلامش باشد؟

ابوجعفر احول چون در اینجا پاسخى نداشت وارد مدینه شد خدمت امام صادق (علیه السلام ) رسید، و در این باره سؤ ال کرد، امام (علیه السلام ) فرمود: سبب نزول این آیات و تکرار آن این بود که قریش  به رسول خدا پیشنهاد کردند که یک سال تو خدایان ما را بپرست ، سال دیگر ما خداى تو را مى پرستیم ، و همچنین سال بعد تو خدایان ما را بپرست و سال دیگر (سال چهارم ) ما خداى تو را مى پرستیم ، آیات فوق نازل شد و تمام این پیشنهادها را نفى کرد.

هنگامى که ابوجعفر ((احول )) این پاسخ را براى ((ابوشاکر)) بیان کرد

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 389

او گفت : هذا ما حمله الابل من الحجاز!: این بارى است که شتران از حجاز آورده اند اشاره به اینکه سخن تو نیست و گفتار امام صادق (علیه السلام ) است ).

بعضى دیگر گفته اند: این تکرار به خاطر این است که یکى ناظر به حال مى باشد و دیگرى ناظر به آینده ، یعنى نه در حال و نه در آینده هرگز معبود شما را پرستش نمى کنم !

ولى ظاهرا شاهدى براى این تفسیر وجود ندارد.

تفسیر سومى نیز براى این تکرار گفته اند که اولى اختلاف در معبودها را بیان مى کند، و دومى اختلاف در عبادت را، یعنى نه معبودهاى شما را هرگز مى پرستم ، و نه چگونگى عبادت من همچون شما است ، زیرا عبادت من خالصانه و خالى از هر گونه شرک است .

بعلاوه عبادت شما از بتها از روى تقلید کورکورانه نیاکان است و عبادت من نسبت به خدا از روى تحقیق و شکر است .

ولى ظاهر این است که این تکرار براى تاءکید است ، همانگونه که در بالا توضیح داده ایم و در حدیث امام صادق (علیه السلام ) نیز اشاره به آن شده بود.

در اینجا تفسیر چهارمى نیز وجود دارد و آن اینکه در آیه دوم مى فرماید: آنچه را که شما اکنون مى پرستید من پرستش نمى کنم و در آیه چهارم مى فرماید: من در گذشته نیز معبودهاى شما را نمى پرستیدم تا چه رسد به امروز.

این تفاوت با توجه به اینکه در آیه دوم ((تعبدون )) به صورت فعل مضارع

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 390

و ((عبدتم )) در آیه چهارم به صورت فعل ماضى است بعید به نظر نمى رسد. هر چند این تفسیر فقط تکرار آیه دوم و چهارم را حل مى کند اما تکرار آیه سوم و پنجم همچنان به قوت خود باقى است .

4 - آیا مفهوم آیه لکم دینکم ... جواز بت پرستى است ؟!

گاهى چنین تصور شده که آخرین آیه این سوره که مى گوید: آئین شما براى خودتان ، و آئین من براى خودم همان مفهوم صلح کل را دارد، و به آنها اجازه مى دهد که بر آئینشان بمانند، چرا که اصرار بر پذیرش آئین اسلام نمى کند!

ولى این پندار بسیار سست و بى اساس است ، زیرا لحن آیات به خوبى نشان مى دهد که این تعبیر نوعى تحقیر و تهدید است ، یعنى آئین شما به خودتان ارزانى باد! و به زودى عواقب نکبت بار آن را خواهید دید، شبیه آنچه در آیه 55 سوره قصص آمده : و اذا سمعوا اللغو اعرضوا عنه و قالوا لنا اعمالنا و لکم اعمالکم سلام علیکم لا نبتغى الجاهلین : مؤ منان هر گاه سخن لغوى را بشنوند از آن روى مى گردانند، و مى گویند: اعمال ما براى ما و اعمال شما براى خودتان ، سلام بر شما (سلام وداع و جدائى ) ما طالب جاهلان نیستیم !

شاهد گویاى این مطلب صدها آیه قرآن مجید است که شرک را در تمام اشکالش مى کوبد، و از هر کارى منفورتر مى شمرد، و گناهى نابخشودنى مى داند.

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 391

جوابهاى دیگرى از این سؤ ال نیز داده اند، مانند اینکه آیه محذوفى دارد و در تقدیر چنین است : لکم جزاء دینکم و لى جزاء دینى ، جزاى دین شما براى شما، و جزاى دین من براى من .

دیگر اینکه : دین در اینجا به معنى جزا است ، و آیه نیز هیچ محذوفى ندارد، و مفهومش این

/ 3 نظر / 210 بازدید
solmaz

ممنون مطلب جالبي بود ! به منم سر بزن ! با اجازه من لينکت ميکنم

hm

زیباست. با قرآن انشالله مشهور شویید. آمین ممنونم از وبلاگم دیدن کردیید

الهه موسوی

مطلب جالبی بود.. موفق باشید!!!!