سوره مبارکه زلزله-ترجمه، شأن نزول، اعراب...

متن و ترجمه قرآن کریم:

1» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. هنگامى که زمین شدیداً به لرزه درآید،

1 In the Name of Allah, the All-beneficent, the All-merciful. When the earth is rocked with a terrible quake

2» وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها

و زمین بارهاى سنگینش را خارج سازد!

2 and the earth discharges her burdens,

3» وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها

و انسان مى‌گوید: (زمین را چه مى‌شود [که این گونه مى‌لرزد]؟!)

3 and man says, ‘What is the matter with her?’

4» یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها

در آن روز زمین تمام خبرهایش را بازگو مى‌کند؛

4 On that day she will relate her chronicles

5» بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحى لَها

چرا که پروردگارت به او وحى کرده است!

5 for her Lord will have inspired her.

6» یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ

در آن روز مردم بصورت گروه‌هاى پراکنده [از قبرها] خارج مى‌شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود!

6 On that day, mankind will issue forth in various groups to be shown their deeds.

7» فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ

پس هر کس هموزن ذرّه‌اى کار خیر انجام دهد آن را مى‌بیند!

7 So whoever does an atom’s weight of good will see it,

8» وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ

و هر کس هموزن ذرّه‌اى کار بد کرده آن را مى‌بیند!

8 and whoever does an atom’s weight of evil will see it.

شأن نزول (مرتضى بذرافشان)‏:

دقت در حسابرسى قیامت

شأن نزول آیه‌هاى 7 و 8 سوره زلزله

یکى از یاران ثروتمند پیامبر، با این که در انفاق کردن بسیار کوشا بود، ولى تنها در کارهاى بزرگ که به انفاق بیش‌ترى نیاز داشت، مشارکت مى‌کرد و براى موارد کوچک، اهمیتى قایل نمى‌شد. وى مى‌گفت اجر و پاداش به کارهاى بزرگ تعلق مى‌گیرد، کارهایى که ما آن را دوست داشته باشیم، ولى اگر اندک و براى ما ارزشى نداشته باشد به آن ثواب تعلق نمى‌گیرد. بنابراین، فقیران و تهیدستانى را که از او کمک مى‌خواستند، از نزد خود مى‌راند. یکى دیگر از یاران پیامبر معمولاً از گناهان کبیره پرهیز مى‌کرد؛ یعنى تنها گناهان بزرگ را سزاوار کیفر و عذاب الهى مى‌دانست، در حالى که به گناهان کوچک توجه نمى‌کرد و به راحتى چه بسا آن را مرتکب مى‌شد. او حتى دروغ، غیبت و نگاه کردن به نامحرم را از گناهان صغیره مى‌دانست و آنان را انجام مى‌داد و مى‌گفت ما را تنها به سبب گناهان بزرگ، بازخواست مى‌کنند. آیه‌هاى زیر نازل شد و مسلمانان را از انجام دادن گناهان کوچک بر حذر داشت و میل آنان را به انفاق‌هاى کم برانگیخت؛ زیرا بخشیدن اشیاى خرد و ناچیز، انسان را به انفاق کردن اشیاى زیاد برمى‌انگیزاند و ارتکاب گناه کوچک نیز ممکن است راه را براى انجام دادن گناهان بزرگ بگشاید:

پس هر که هم‌وزن ذره‌اى نیکى کند، [نتیجه] آن را خواهد دید «» و هر که هم‌وزن ذره‌اى بدى کند، [نتیجه] آن را خواهد دید. «» (1)

پاورقى:

(1) نمونه بینات، ص 875.

اعراب آیات (تجزیه و ترکیب)‏:

1» {بِسْمِ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور {اللَّهِ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر / فعل مقدّر یا محذوف / فاعل محذوف {الرَّحْمنِ} نعت تابع {الرَّحِیمِ} نعت تابع {إِذا} ظرف یا مفعولٌ فیه، منصوب یا در محل نصب {زُلْزِلَتِ} فعل ماضى، مبنى بر فتحه ظاهرى یا تقدیرى / (ت) تأنیث {الْأَرْضُ} نائب فاعل، مرفوع یا در محل رفع {زِلْزالَها} مفعول مطلق یا نائب مفعول، منصوب / (ه) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه

2» {وَأَخْرَجَتِ} (و) حرف عطف / فعل ماضى، مبنى بر فتحه ظاهرى یا تقدیرى / (ت) تأنیث {الْأَرْضُ} فاعل، مرفوع یا در محل رفع {أَثْقالَها} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب / (ه) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه

3» {وَقالَ} (و) حرف عطف / فعل ماضى، مبنى بر فتحه ظاهرى یا تقدیرى {الْإِنْسانُ} فاعل، مرفوع یا در محل رفع {ما} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {لَها} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور / خبر در تقدیر یا محذوف یا در محل

4» {یَوْمَئِذٍ} ظرف یا مفعولٌ فیه، منصوب یا در محل نصب / (إذ) مضاف إلیه {تُحَدِّثُ} فعل مضارع، مرفوع به ضمه ظاهرى یا تقدیرى / فاعل، ضمیر مستتر (هی) در تقدیر {أَخْبارَها} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب / (ه) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه

5» {بِأَنَّ} (ب) حرف جر / حرف مشبه بالفعل یا حرف نفى ناسخ {رَبَّکَ} اسم أنّ، منصوب یا در محل نصب / (ک) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه {أَوْحى} فعل ماضى، مبنى بر فتحه ظاهرى یا تقدیرى / فاعل، ضمیر مستتر (هو) در تقدیر / خبر أنَّ محذوف {لَها} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور

6» {یَوْمَئِذٍ} ظرف یا مفعولٌ فیه، منصوب یا در محل نصب / (إذ) مضاف إلیه {یَصْدُرُ} فعل مضارع، مرفوع به ضمه ظاهرى یا تقدیرى {النَّاسُ} فاعل، مرفوع یا در محل رفع {أَشْتاتاً} حال، منصوب {لِیُرَوْا} (ل) حرف نصب / فعل مضارع، منصوب به حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع، نائب فاعل {أَعْمالَهُمْ} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب / (ه) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه

7» {فَمَنْ} (ف) حرف عطف / اسم شرط جازم در محل رفع و مبتدا {یَعْمَلْ} فعل مضارع، مجزوم به سکون / فاعل، ضمیر مستتر (هو) در تقدیر / خبر در تقدیر یا محذوف یا در محل {مِثْقالَ} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {ذَرَّةٍ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر {خَیْراً} تمییز، منصوب {یَرَهُ} فعل مضارع مجزوم به حذف حرف عله (ى) / (ه) ضمیر متصل در محل نصب، مفعولٌ به / فاعل، ضمیر مستتر (هو) در تقدیر

8» {وَمَنْ} (و) حرف عطف / اسم شرط جازم در محل رفع و مبتدا {یَعْمَلْ} فعل مضارع، مجزوم به سکون / فاعل، ضمیر مستتر (هو) در تقدیر / خبر در تقدیر یا محذوف یا در محل {مِثْقالَ} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {ذَرَّةٍ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر {شَرًّا} تمییز، منصوب {یَرَهُ} فعل مضارع مجزوم به حذف حرف عله (ى) / (ه) ضمیر متصل در محل نصب، مفعولٌ به / فاعل، ضمیر مستتر (هو) در تقدیر

قرآن منظوم (امید مجد)‏:

سرآغاز گفتار نام خداست *** که رحمتگر و مهربان خلق راست

چو لرزد زمین با تکانى سترگ (1) *** برون افکند رازهاى بزرگ (2)

در آن روز محشر بگوید بشر *** زمین را چه آمد بلائى به سر (3)

زمین خلق را سازد آگه ز کار (4) *** که این است دستور پروردگار (5)

پراکنده خیزند مردم ز گور *** ببینند اعمال نیک و فجور (6)

اگر قدر یک ذره کار نکو *** بکردست پاداش آن، بیند او (7)

و گر قدر یک ذره کردست شر *** جزایش در آن روز بیند بشر (8)

تفسیر نمونه (آیت الله مکارم شیرازى)‏:

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 217

َسوره زلزله

ََمقدمه:

این سوره در مدینه نازل شده و داراى 8 آیه است

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 218

محتوى و فضیلت سوره زلزله:

در اینکه این سوره در مکه نازل شده است ، یا در مدینه ؟ در میان مفسران گفتگو است : بسیارى آن را مدنى مى دانند، در حالى که بعضى معتقدند در مکه نازل شده ، لحن آیات آن که در باره معاد و اشراط الساعة (نشانه هاى وقوع رستاخیز) سخن مى گوید، به آیات مکى شبیه تر است ، ولى در حدیثى آمده که ابو سعید خدرى وقتى این سوره نازل شده از پیغمبر اکرم سؤ الى در باره آیه فمن یعمل مثقال ذرة ... کرد، و مى دانیم ((ابوسعید)) در مدینه به مسلمانان ملحق شد.

اما مدنى بودن یا مکى بودن این سوره تاءثیرى در مفاهیم و تفسیر آن ندارد.

به هر حال این سوره عمدة بر سه محور دور مى زند:

نخست از ((اشراط الساعة )) و نشانه هاى وقوع قیامت بحث مى کند، و در دنبال آن سخن از شهادت زمین به تمام اعمال آدمى آمده است .

در بخش سوم از تقسیم مردم به دو گروه نیکوکار و بدکار و رسیدن هر کس به اعمال خود سخن مى گوید.

در فضیلت این سوره تعبیرات مهمى در روایات اسلامى آمده ، از جمله در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى خوانیم : من قراءها فکانما قراء البقرة و اعطى من الاجر کمن قراء ربع القرآن : ((هر کس  آن را تلاوت کند گوئى سوره بقره را قرائت کرده ، و پاداش او به اندازه کسى است که یک چهارم قرآن را تلاوت

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 219

کرده باشد)).

و در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) مى خوانیم که فرمود: هرگز از تلاوت سوره اذا زلزلت الارض خسته نشوید، چرا که هر کس آن را در نمازهاى نافله بخواند هرگز به زلزله گرفتار نمى شود، و با آن نمى میرد، و به صاعقه و آفتى از آفات دنیا تا هنگام مرگ گرفتار نخواهد شد.

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 220

آیه 1 - 8

آیه و ترجمه

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِذَا زُلْزِلَتِ الاَرْض زِلْزَالهََا(1) وَ أَخْرَجَتِ الاَرْض أَثْقَالَهَا(2) وَ قَالَ الانسنُ مَا لهََا(3) یَوْمَئذٍ تحَدِّث أَخْبَارَهَا(4) بِأَنَّ رَبَّک أَوْحَى لَهَا(5) یَوْمَئذٍ یَصدُرُ النَّاس أَشتَاتاً لِّیُرَوْا أَعْمَلَهُمْ(6) فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ(7) وَ مَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شرًّا یَرَهُ(8)

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 221

ترجمه :

بنام خداوند بخشنده مهربان

1 - هنگامى که زمین شدیدا به لرزه در آید.

2 - و زمین بارهاى سنگینش را خارج سازد!

3 - و انسان مى گوید زمین را چه مى شود (که اینگونه مى لرزد)؟

4 - در آن روز زمین تمام خبرهاى خود را بازگو مى کند.

5 - چرا که پروردگارت به او وحى کرده است .

6 - در آن روز مردم به صورت گروه هاى مختلف از قبرها خارج مى شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود.

7 - پس هر کس به اندازه سنگینى ذره اى کار خیر انجام داده آن را مى بیند.

8 - و هر کس به اندازه ذره اى کار بد کرده آن را مى بیند.

تفسیر :

آن روز که انسان تمام اعمالش را مى بیند!

همانگونه که در بیان محتواى سوره اشاره شد آغاز این سوره همراه است با بیان بعضى از حوادث هول انگیز و وحشتناک پایان این جهان و شروع رستاخیز.

نخست مى فرماید: ((هنگامى که زمین شدیدا به لرزه در آید)) (اذا زلزلت الارض زلزالها).

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 222

و چنان زیر و رو شود که بارهاى سنگینى را که در درون دارد خارج سازد (و اخرجت الارض اثقالها).

تعبیر به ((زلزالها)) (زلزله اش ) یا اشاره به این است که در آن روز تمام کره زمین به لرزه در مى آید (برخلاف زلزله هاى معمولى که همه آنها موضعى و مقطعى است ) و یا اشاره به زلزله معهود یعنى زلزله رستاخیز است و.

در اینکه منظور از ((اثقال )) (بارهاى سنگین ) چیست ؟ مفسران تفسیرهاى متعددى ذکر کرده اند: بعضى گفته اند منظور انسانها هستند که با زلزله رستاخیز از درون قبرها به خارج پرتاب مى شوند، نظیر آنچه در سوره انشقاق آیه 4 آمده است ((و القت ما فیها و تخلت )).

و بعضى گفته اند: گنجهاى درون خود را بیرون مى ریزد، و مایه حسرت دنیاپرستان بى خبر مى گردد.

این احتمال نیز وجود دارد که منظور بیرون فرستادن مواد سنگین و مذاب درون زمین است که معمولا کمى از آن به هنگام آتشفشانها و زلزله ها بیرون مى ریزد، در پایان جهان آنچه در درون زمین است به دنبال آن زلزله عظیم به بیرون پرتاب مى شود.

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 223

تفسیر اول مناسب تر به نظر مى رسد هر چند جمع میان این تفاسیر نیز بعید نیست .

به هر حال ، در آن روز انسان از دیدن این صحنه بى سابقه ، سخت متوحش مى شود، و مى گوید: چه مى شود که زمین اینگونه به لرزه در آمده است ، و آنچه در درون داشته بیرون ریخته ؟ (و قال الانسان مالها).

گر چه بعضى انسان را در اینجا به خصوص انسانهاى کافر تفسیر کرده اند که در مساءله معاد و رستاخیز شک و تردید داشته اند، ولى ظاهر این است که انسان در اینجا معنى گسترده اى دارد که همگان را شامل مى شود، زیرا تعجب از اوضاع و احوال زمین در آن روز مخصوص به کافران نیست .

آیا این تعجب ، و سؤ ال ناشى از آن ، مربوط به نفخه اولى است یا دوم ؟.

ظاهر این است که همان نفخه اولى است که نفخه پایان جهان است ، زیرا زلزله عظیم در پایان جهان رخ مى دهد.

این احتمال نیز داده شده است که منظور نفخه رستاخیز و زنده شدن مردگان ، و بیرون ریختن آنها از درون زمین مى باشد، زیرا آیات بعد نیز همه مربوط به نفخه دوم است .

ولى از آنجا که در آیات قرآن کرارا حوادث این دو نفخه با هم ذکر شده ، تفسیر اول با توجه به بیان زلزله وحشتناک پایان جهان مناسب تر به نظر مى رسد، و در این صورت منظور از اثقال زمین معادن و گنجها و مواد مذاب درون آن است .

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 224

و از آن مهمتر اینکه : زمین در آن روز تمام خبر خود را باز مى گوید (یومئذ تحدث اخبارها).

آنچه از خوبیها و بدیها، و اعمال خیر و شر، بر صفحه زمین واقع شده است ، همه را برملا مى سازد، و یکى از مهمترین شهود اعمال انسان در آن روز همین زمینى است که ما اعمال خود را بر آن انجام مى دهیم ، و شاهد و ناظر ما است .

در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى خوانیم که فرمود، ((ا تدرون ما اخبارها))؟: آیا مى دانید منظور از اخبار زمین در اینجا چیست ؟

قالوا: الله و رسوله اعلم : گفتند: خدا و پیغمبرش آگاه تر است فرمود: اخبارها ان تشهد على کل عبد و امة بما عملوا على ظهرها، تقول عمل کذا و کذا، یوم کذا، فهذا اخبارها: منظور از خبر دادن زمین این است که اعمال هر مرد و زنى را که بر روى زمین انجام داده اند خبر مى دهد، مى گوید: فلان شخص در فلان روز فلان کار را انجام داد، این است خبر دادن زمین !.

در حدیث دیگرى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى خوانیم : حافظوا على الوضوء و خیر اعمالکم الصلاة ، فتحفظوا من الارض فانها امکم ، و لیس فیها احد یعمل خیرا او شرا الا و هى مخبرة به !: مواظبت بر وضو کنید، و بهترین اعمال شما نماز است ، و مراقب زمین باشید که مادر شما است ، هیچ انسانى کار خیر یا شرى بجا نمى آورد مگر اینکه زمین از آن خبر مى دهد!.

از ابوسعید خدرى نقل شده که مى گفت : هر گاه در بیابان هستى صدایت را به اذان بلند کن ، چرا که از رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) شنیدم که میفرمود: لا یسمعه جن و لا انس و لا حجر الا یشهد له : هیچ جن و انس و قطعه سنگى آن را نمى شنود مگر اینکه براى او (در قیامت ) گواهى مى دهد.

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 225

آیا راستى زمین به فرمان خدا زبان مى گشاید و تکلم مى کند؟ یا اینکه منظور ظاهر شدن آثار اعمال انسان بر صفحه زمین است ؟ زیرا مى دانیم هر عملى که انسان انجام دهد، خواه ناخواه در اطراف او آثارى بجا مى گذارد، هر چند امروز براى ما محسوس نباشد، درست همانند آثارى که از خطوط انگشتان یک دوست یا دشمن بر روى دستگیره درمى ماند، و در آن روز همه این آثار ظاهر مى شود، و سخن گفتن زمین چیزى جز این ظهور بزرگ نیست ، همانگونه که گاه به یک شخص  خواب آلود مى گوئیم چشمان تو مى گوید که دیشب نخوابیده اى ، یعنى آثار بى خوابى در آن نمایان است .

به هر حال این موضوع عجیبى نیست ، چرا که هم امروز با پیشرفت علم و دانش بشر ابزار و وسائلى اختراع شده که در همه جا، و هر لحظه ، مى تواند صداى انسان را ضبط کند، یا از انسان و اعمالش عکسبردارى نماید، و به عنوان یک سند مسلم در دادگاه مطرح شود، به گونه اى که قابل هیچگونه انکار نباشد.

اگر در گذشته بعضى از شهادت زمین تعجب مى کردند امروز یک نوار نازک یا یک دستگاه ضبط که به صورت یک دکمه به لباس دوخته مى شود مى تواند مسائل بسیارى بازگو کند.

جالب اینکه در حدیثى از على (علیه السلام ) مى خوانیم که فرمود: صلوا المساجد فى بقاع مختلفة ، فان کل بقعة تشهد للمصلى علیها یوم القیامة : در قسمتهاى مختلف مساجد نماز بخوانید، زیرا هر قطعه زمینى در قیامت براى کسى که روى آن نماز خوانده گواهى مى دهد.

و در حدیث دیگرى آمده است که امیر مؤ منان على (علیه السلام ) هنگامى که بیت المال را تقسیم مى کرد و خالى مى شد، دو رکعت نماز بجا مى آورد و مى فرمود:

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 226

اشهدى انى ملا تک بحق ، و فرغتک بحق : (روز قیامت ) گواهى ده که من تو را به حق پر کردم و به حق خالى کردم !.

در آیه بعد مى افزاید: این به خاطر آن است که پروردگار تو به زمین وحى کرده (بان ربک اوحى لها).

و زمین در اجراى این فرمان کوتاهى نمى کند، تعبیر ((اوحى )) در اینجا به خاطر آن است که چنین سخن گفتن اسرارآمیز بر خلاف طبیعت زمین است و این جز از طریق یک وحى الهى ممکن نیست .

بعضى گفته اند: منظور این است که به زمین وحى مى کند آنچه در درون دارد بیرون بریزد.

ولى تفسیر اول صحیح تر و مناسب تر به نظر مى رسد.

سپس مى فرماید: در آن روز مردم به صورت گروه هاى مختلف از قبرها خارج شده ، در عرصه محشر وارد مى شوند، تا اعمالشان به آنها نشان داده شود!

(یومئذ یصدر الناس اشتاتا لیروا اعمالهم ).

((اشتات )) جمع شت (بر وزن شط) به معنى متفرق و پراکنده است ، این اختلاف و پراکندگى ممکن است به خاطر این باشد که اهل هر مذهبى جداگانه وارد عرصه محشر مى شوند، یا اهل هر نقطهاى از مناطق زمین جدا وارد مى شوند، و یا اینکه گروهى با صورتهاى زیبا و شاد و خندان ، و گروهى

/ 0 نظر / 842 بازدید