سوره مبارکه بینه

متن و ترجمه قرآن کریم:

1» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتَّى تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. کافران از اهل کتاب و مشرکان [مى‌گفتند:] دست از آیین خود برنمى‌دارند تا دلیل روشنى براى آنها بیاید،

1> In the Name of Allah, the All-beneficent, the All-merciful. The faithless from among the People of the Book and the polytheists were not set apart until the proof had come to them:

2» رَسُولٌ مِنَ اللَّهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً

پیامبرى از سوى خدا [بیاید] که صحیفه‌هاى پاکى را [بر آنها] بخواند،

2> an apostle from Allah reciting impeccable scriptures,

3» فِیها کُتُبٌ قَیِّمَةٌ

و در آن نوشته‌هاى صحیح و پرارزشى باشد! [ولى هنگامى که آمد ایمان نیاوردند، مانند اهل کتاب].

3> wherein are upright writings.

4» وَ ما تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّنَةُ

اهل کتاب [نیز در دین خدا] اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه دلیل روشن براى آنان آمد!

4> And those who were given the Book did not divide, except after the proof had come to them.

5» وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاءَ وَ یُقِیمُوا الصَّلاةَ وَ یُؤْتُوا الزَّکاةَ وَ ذلِکَ دِینُ الْقَیِّمَةِ

و به آنها دستورى داده نشده بود جز اینکه خدا را بپرستند در حالى که دین خود را براى او خالص کنند و از شرک به توحید بازگردند، نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند؛ و این است آیین مستقیم و پایدار!

5> Yet they were not commanded except to worship Allah, dedicating their faith to Him as men of pure faith, and to maintain the prayer and pay the zakat. That is the upright religion.

6» إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها أُولئِکَ هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّةِ

کافران از اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخند، جاودانه در آن مى‌مانند؛ آنها بدترین مخلوقاتند!

6> Indeed the faithless from among the People of the Book and the polytheists will be in the fire of hell, to remain in it [forever]. It is they who are the worst of creatures.

7» إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّةِ

[امّا] کسانى که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، بهترین مخلوقات [خدا]یند!

7> Indeed those who have faith and do righteous deeds—it is they who are the best of creatures.

8» جَزاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ لِمَنْ خَشِیَ رَبَّهُ

پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهاى بهشت جاویدان است که نهرها از زیر درختانش جارى است؛ همیشه در آن مى‌مانند! [هم] خدا از آنها خشنود است و [هم] آنها از خدا خشنودند؛ و این [مقام والا] براى کسى است که از پروردگارش بترسد!

8> Their reward, near their Lord, is the Gardens of Eden, with streams running in them, to remain in them forever. Allah is pleased with them, and they are pleased with Him. That is for those who fear their Lord.

اعراب آیات (تجزیه و ترکیب)‏:

1» {بِسْمِ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور {اللَّهِ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر / فعل مقدّر یا محذوف / فاعل محذوف {الرَّحْمنِ} نعت تابع {الرَّحِیمِ} نعت تابع {لَمْ} حرف جزم {یَکُنِ} فعل مضارع، مجزوم به سکون {الَّذِینَ} اسم کانَ، مرفوع یا در محل رفع {کَفَرُوا} فعل ماضى، مبنى بر ضمه / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل {مِنْ} حرف جر {أَهْلِ} اسم مجرور یا در محل جر {الْکِتابِ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر {وَالْمُشْرِکِینَ} (و) حرف عطف / معطوف تابع {مُنْفَکِّینَ} خبر کان، منصوب یا در محل نصب {حَتَّى} حرف مشبه بالفعل یا حرف نفى ناسخ {تَأْتِیَهُمُ} فعل مضارع، منصوب به فتحه ظاهرى یا تقدیرى / (ه) ضمیر متصل در محل نصب، مفعولٌ به {الْبَیِّنَةُ} فاعل، مرفوع یا در محل رفع

2» {رَسُولٌ} بدل تابع {مِنَ} حرف جر {اللَّهِ} اسم مجرور یا در محل جر {یَتْلُوا} فعل مضارع، مرفوع به ضمه ظاهرى یا تقدیرى / فاعل، ضمیر مستتر (هو) در تقدیر {صُحُفاً} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {مُطَهَّرَةً} نعت تابع

3» {فِیها} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور / خبر مقدّم محذوف {کُتُبٌ} مبتدا مؤخّر {قَیِّمَةٌ} فاعل، مرفوع یا در محل رفع

4» {وَما} (و) حرف عطف / حرف نفى غیر عامل {تَفَرَّقَ} فعل ماضى، مبنى بر فتحه ظاهرى یا تقدیرى {الَّذِینَ} فاعل، مرفوع یا در محل رفع {أُوتُوا} فعل ماضى، مبنى بر ضمه / (و) ضمیر متصل در محل رفع، نائب فاعل {الْکِتابَ} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {إِلاَّ} حرف استثنا {مِنْ} حرف جر {بَعْدِ} اسم مجرور یا در محل جر {ما} حرف مصدرى {جاءَتْهُمُ} فعل ماضى، مبنى بر فتحه ظاهرى یا تقدیرى / (ت) تأنیث / (ه) ضمیر متصل در محل نصب، مفعولٌ به {الْبَیِّنَةُ} فاعل، مرفوع یا در محل رفع

5» {وَما} (و) حرف عطف / حرف نفى غیر عامل {أُمِرُوا} فعل ماضى، مبنى بر ضمه / (و) ضمیر متصل در محل رفع، نائب فاعل {إِلاَّ} حرف استثنا {لِیَعْبُدُوا} (ل) حرف نصب / فعل مضارع، منصوب به حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل {اللَّهَ} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {مُخْلِصِینَ} حال، منصوب {لَهُ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور {الدِّینَ} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {حُنَفاءَ} حال، منصوب {وَیُقِیمُوا} (و) حرف نصب / فعل مضارع، منصوب به حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل {الصَّلاةَ} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {وَیُؤْتُوا} (و) حرف نصب / فعل مضارع، منصوب به حذف نون / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل {الزَّکاةَ} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {وَذلِکَ} (و) حرف استیناف / مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {دِینُ} خبر، مرفوع یا در محل رفع {الْقَیِّمَةِ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر

6» {إِنَّ} حرف مشبه بالفعل یا حرف نفى ناسخ {الَّذِینَ} اسم إنّ، منصوب یا در محل نصب {کَفَرُوا} فعل ماضى، مبنى بر ضمه / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل {مِنْ} حرف جر {أَهْلِ} اسم مجرور یا در محل جر {الْکِتابِ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر {وَالْمُشْرِکِینَ} (و) حرف عطف / معطوف تابع {فِی} حرف جر {نارِ} اسم مجرور یا در محل جر {جَهَنَّمَ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر / خبر إنَّ محذوف {خالِدِینَ} حال، منصوب {فِیها} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور {أُولئِکَ} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {هُمْ} ضمیر فصل بدون محل {شَرُّ} خبر، مرفوع یا در محل رفع {الْبَرِیَّةِ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر

7» {إِنَّ} حرف مشبه بالفعل یا حرف نفى ناسخ {الَّذِینَ} اسم إنّ، منصوب یا در محل نصب {آمَنُوا} فعل ماضى، مبنى بر ضمه / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل {وَعَمِلُوا} (و) حرف عطف / فعل ماضى، مبنى بر ضمه / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل {الصَّالِحاتِ} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب {أُولئِکَ} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {هُمْ} ضمیر فصل بدون محل {خَیْرُ} خبر، مرفوع یا در محل رفع {الْبَرِیَّةِ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر / خبر إنَّ محذوف

8» {جَزاؤُهُمْ} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع / (ه) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه {عِنْدَ} ظرف یا مفعولٌ فیه، منصوب یا در محل نصب {رَبِّهِمْ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر / (ه) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه {جَنَّاتُ} خبر، مرفوع یا در محل رفع {عَدْنٍ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر {تَجْرِی} فعل مضارع، مرفوع به ضمه ظاهرى یا تقدیرى {مِنْ} حرف جر {تَحْتِهَا} اسم مجرور یا در محل جر / (ه) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه {الْأَنْهارُ} فاعل، مرفوع یا در محل رفع {خالِدِینَ} حال، منصوب {فِیها} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور {أَبَداً} ظرف یا مفعولٌ فیه، منصوب یا در محل نصب {رَضِیَ} فعل ماضى، مبنى بر فتحه ظاهرى یا تقدیرى {اللَّهُ} فاعل، مرفوع یا در محل رفع {عَنْهُمْ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور {وَرَضُوا} (و) حرف عطف / فعل ماضى، مبنى بر ضمه / (و) ضمیر متصل در محل رفع و فاعل {عَنْهُ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور {ذلِکَ} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {لِمَنْ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور / خبر در تقدیر یا محذوف یا در محل {خَشِیَ} فعل ماضى، مبنى بر فتحه ظاهرى یا تقدیرى / فاعل، ضمیر مستتر (هو) در تقدیر {رَبَّهُ} مفعولٌ به، منصوب یا در محل نصب / (ه) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه

قرآن منظوم (امید مجد)‏:

سرآغاز گفتار نام خداست *** که رحمتگر و مهربان خلق راست

همانا که کفار اهل کتاب *** همان مشرکان بدور از صواب

نشستند دست از عملهاى خویش *** که تا حجتى فاش آمد به پیش (1)

رسولى فرستاد یکتا خدا *** که خواند کتابى برى از خطا (2)

برى و مبرا ز هر کاستى *** شده ثبت در آن کتب راستى (3)

مگر بعد از آنى که حجت تمام *** بگردید بر آن کسان در کلام (4)

بر آنان نشد امر اندر کتاب *** بجز این سخن بر سبیل صواب

که باشند مخلص به یکتا خدا *** بخوانند او را بدون ریا

بخوانند دائم نماز و صلات *** ببخشند بر بینوایان زکات

بلى خود همین است دین درست *** اگر سوى آن راه خواهید جست (5)

همه مشرکان به پروردگار *** همه کافران یهود و نصار

بیفتند در نار دوزخ تمام *** بسوزند در آتش آن مدام

همانا که خود بدترین بشر *** همین مردُمانند در کار شر (6)

ولى مؤمنان به پروردگار *** که صالح بگشتند و پرهیزکار

از ایشان نکوتر در اهل جهان *** نبودست هرگز عیان و نهان (7)

که پاداش آنها ز پروردگار *** بهشتیست جاوید روز شمار

که جاریست زیر درختان آن *** بسى چشمه‏هاى زلال و روان

همیشه بمانند در آن مقام *** همه جاودانند آنجا مدام

از آنها خدا هست خشنود و شاد *** رضایند ایشان هم از رب راد

کسى را رسد مزد، باغ بهشت *** کز ایزد بترسید و زشتى بِهِشت (8)

تفسیر نمونه (آیت الله مکارم شیرازى)‏:

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 195

َسوره بینه

ََمقدمه:

این سوره در مدینه نازل شده و داراى 8 آیه است.

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 196

محتوى و فضیلت سوره بینة:

مشهور این است که این سوره در مدینه نازل شده است ، و محتواى آن نیز گواه بر همین معنى است ، چرا که در آن مکرر از اهل کتاب بحث شده ، و میدانیم سر و کار مسلمانان با اهل کتاب بیشتر در مدینه بود.

از این گذشته سخن از نماز و زکات هر دو به میان آمده ، درست است که زکات در مکه تشریع شده بود، ولى رسمیت و گسترش آن در مدینه بود.

به هر حال این سوره اشاره به رسالت جهانى پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و آمیخته بودن آن با دلائل و نشانه هاى روشن ، مى کند، رسالتى که قبلا آن را انتظار مى کشیدند ولى هنگامى که به سراغشان آمد گروهى به خاطر اینکه منافع مادیشان به خطر مى افتاد به آن پشت کردند.

در ضمن این حقیقت را نیز در بردارد که اصول دعوت انبیاء، مانند ایمان و توحید و نماز و روزه ، اصولى است ثابت و جاودانى که در همه ادیان آسمانى وجود داشته است .

و در بخش دیگرى از این سوره موضع گیریهاى مختلف اهل کتاب و مشرکان را در برابر اسلام مشخص مى کند که آن گروه که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند بهترین مخلوقاتند، و آن گروه که راه کفر و شرک و گناه پیش گرفتند بدترین مخلوقات محسوب مى شوند.

این سوره داراى نامهاى متعددى است که به تناسب الفاظ آن انتخاب شده ، اما از همه معروف تر سوره ((بینه )) و ((لم یکن )) و ((قیمة )) است .

در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در فضیلت تلاوت این سوره چنین نقل شده :

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 197

اگر مردم مى دانستند چه برکاتى این سوره دارد خانواده و اموال را رها کرده ، به فرا گرفتن آن مى پرداختند!

مردى از قبیله خزاعه عرض کرد: اى رسول خدا! تلاوت آن چه اجر و پاداشى دارد؟

فرمود: هیچ منافقى آن را قرائت نمى کند، و نه کسانى که شک و تردید در دلشان است ، به خدا سوگند فرشتگان مقرب از آن روز که آسمانها و زمین آفریده شده است آن را مى خوانند، و لحظه اى در تلاوت آن سستى نمى کنند، هر کس آن را در شب بخواند خداوند فرشتگانى را مامور مى کند که دین و دنیاى او را حفظ کنند، و آمرزش و رحمت براى او بطلبند، و اگر در روز بخواند به اندازه آنچه روز آن را روشن مى کند و شب آن را تاریک مى سازد ثواب به او مى دهند.

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 198

آیه 1 - 5

آیه و ترجمه

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

لَمْ یَکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَبِ وَ الْمُشرِکِینَ مُنفَکِّینَ حَتى تَأْتِیهُمُ الْبَیِّنَةُ(1) رَسولٌ مِّنَ اللَّهِ یَتْلُوا صحُفاً مُّطهَّرَةً(2) فِیهَا کُتُبٌ قَیِّمَةٌ(3) وَ مَا تَفَرَّقَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَب إِلا مِن بَعْدِ مَا جَاءَتهُمُ الْبَیِّنَةُ(4) وَ مَا أُمِرُوا إِلا لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفَاءَ وَ یُقِیمُوا الصلَوةَ وَ یُؤْتُوا الزَّکَوةَ وَ ذَلِک دِینُ الْقَیِّمَةِ(5)

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 199

ترجمه :

بنام خداوند بخشنده مهربان

1 - کافران از اهل کتاب و مشرکان (مى گفتند) ما دست از آئین خود بر نمى داریم تا دلیل روشنى براى ما بیاید!

2 - پیامبرى از سوى خدا که صحیفه هاى پاکى را بر ما بخواند.

3 - و در آن نوشته هاى صحیح و پر ارزش باشد.

4 - ولى اهل کتاب (در دین خدا) اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه دلیل روشن براى آنان آمد.

5 - در حالى که به آنها دستورى داده نشده بود جز اینکه خدا را پرستش  کنند با کمال اخلاص ، و از شرک به توحید باز گردند، نماز را برپا دارند، و زکات را ادا کنند، و این است آئین مستقیم و صحیح و پایدار.

تفسیر :

این است آئین جاویدان

در آغاز سوره به وضع اهل کتاب (یهود و نصارى ) و مشرکان عرب قبل از ظهور اسلام پرداخته مى گوید: آنها مدعى بودند ما دست از آئین خود بر نمى داریم تا دلیل روشنى و پیامبر مسلمى براى ما بیاید (لم یکن الذین کفروا من اهل الکتاب و المشرکین منفکین حتى تاتیهم البینة ).

پیامبرى که از سوى خدا باشد، و صحیفه هاى پاک و پاکیزهاى را بر ما بخواند (رسول من الله یتلوا صحفا مطهرة ).

صحیفه هائى که در آن نوشته هاى درست و موزون و ثابت و پر ارزش  باشد

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 200

(فیها کتب قیمة ).

آرى آنها قبل از ظهور پیغمبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) چنین ادعائى را داشتند، ولى بعد از ظهور او و نزول کتاب آسمانیش صحنه عوض شد، و آنها در دین خدا اختلاف کردند و اهل کتاب اختلاف نکردند مگر بعد از آنکه دلیل روشن و پیامبر راستین و آشکار براى آنها آمد، (و ما تفرق الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ما جاءتهم البینة ).

به این ترتیب آیات فوق ادعاى اهل کتاب و مشرکان را بازگو مى کند که در آغاز اصرار داشتند که اگر پیامبرى با دلائل روشن براى دعوت ما بیاید پذیرا مى شویم .

ولى بعد از آمدنش از این قول خود سرباز زدند، و با او به مقابله و ستیز برخاستند، جز گروهى که طریق ایمان را پیش گرفتند.

بنابراین آیه فوق شبیه چیزى است که در سوره بقره آیه 89 آمده است : و لما جائهم کتاب من عند الله مصدق لما معهم و کانوا من قبل یستفتحون على الذین کفروا فلما جائهم ما عرفوا کفروا به فلعنة الله على الکافرین : هنگامى که از طرف خداوند کتابى براى آنها آمد که موافق نشانه هائى بود که با خود داشتند، و پیش از آن به خود نوید فتح مى دادند، هنگامى که این کتاب و پیامبرى را که از قبل شناخته بودند نزد آنها آمد کافر شدند، پس لعنت خدا بر کافران باد.

مى دانیم اهل کتاب انتظار چنین ظهورى را داشتند، و قاعدة مشرکان عرب که اهل کتاب را از خود عالم تر و آگاه تر مى دانستند نیز در این برنامه با آنها همصدا بودند، ولى بعد از تحقق آرزوهایشان مسیر خود را تغییر دادند و به صف مخالفان پیوستند.

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 201

جمعى از مفسران اعتقاد دیگرى در تفسیر این آیات دارند، و آن اینکه : منظور این است که آنها واقعا نه بر حسب ادعا از آئین خود دست بر نمى داشتند و منفک و جدا نمى شدند، تا دلیل روشنى به سراغشان آید.

ولى مفهوم این سخن آن است که بعد از آمدن چنین دلیل روشنى ایمان آوردند، در حالى که آیات بعد نشان مى دهد این مطلب چنین نبود، مگر اینکه گفته شود منظور ایمان آوردن گروهى از آنها است هر چند در اقلیت باشند، و به اصطلاح از قبیل موجبه جزئیه است

ولى به هر حال این تفسیر بعید به نظر مى رسد، و شاید به همین دلیل فخر رازى در تفسیر خود آیه نخست را از پیچیده ترین آیات قرآن مى شمرد که در تضاد با آیات بعد است ، و بعد براى حل مشکل طرقى ذکر مى کند که بهترین آن همان است که ما در بالا آوردیم .

در اینجا تفسیر سومى نیز وجود دارد و آن اینکه : منظور این است که خداوند مشرکان و اهل کتاب را به حال خود رها نمى کند، تا زمانى که به آنان اتمام حجت نماید، و بینه اى بفرستد، و راه را به آنان نشان دهد و لذا پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را براى هدایت آنها فرستاد.

در حقیقت این آیه اشاره به قاعده لطف است که در علم کلام مطرح مى باشد که خداوند براى هر قوم و ملتى دلائل روشن را براى اتمام حجت خواهد فرستاد.

به هر حال منظور از ((بینه )) در اینجا دلیل روشن است که مصداق آن طبق آیه دوم شخص ((رسول الله )) است ، در حالى که قرآن مجید را بر زبان داشت .

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 202

((صحف )) جمع ((صحیفه )) به معنى اوراقى است که چیزى بر آن مى نویسند، و منظور از آن در اینجا محتواى اوراق است ، زیرا مى دانیم پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) هرگز چیزى را از روى اوراق نمى خواند.

و منظور از ((مطهره )) پاک بودن آن از هر گونه شرک و کذب و دروغ و باطل است ، و مطهر از اینکه شیاطین جن و انس در آن دخالت کنند.

همانگونه که در آیه 42 فصلت آمده است : لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه : هیچگونه باطلى نه از پیش رو، و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى آید.

جمله ((فیها کتب قیمة )) اشاره به این است که در این صحف آسمانى مطالبى نوشته شده که از هر گونه انحراف و اعوجاج و کجى برکنار است . بنابراین ((کتب )) به معنى مکتوبات است و یا به معنى احکام و مقرراتى که از ناحیه خداوند تعیین شده است ، زیرا کتابت به معنى تعیین حکم نیز آمده ، چنانکه مى فرماید: کتب علیکم الصیام کما کتب على الذین من قبلکم روزه بر شما مقرر شد همانگونه که بر پیشینیان مقرر گردید (بقره 183).

و به این ترتیب ((قیمة )) به معنى صاف و مستقیم ، یا محکم و پابرجا، یا ارزشمند و پربها، و یا همه این مفاهیم در آن جمع است .

این احتمال نیز داده شده که چون قرآن تم

/ 0 نظر / 569 بازدید