سوره مبارکه قارعه

متن و ترجمه(فارسی-انگلیسی) قرآن کریم:

1» بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الْقارِعَةُ

به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. آن حادثه کوبنده،

In the Name of Allah, the All-beneficent, the All-merciful. The Catastrophe

2» مَا الْقارِعَةُ

و چه حادثه کوبنده‌اى!

What is the Catastrophe?

3» وَ ما أَدْراکَ مَا الْقارِعَةُ

و تو چه مى‌دانى که حادثه کوبنده چیست؟! [آن حادثه همان روز قیامت است!]

What will show you what is the Catastrophe

4» یَوْمَ یَکُونُ النَّاسُ کَالْفَراشِ الْمَبْثُوثِ

روزى که مردم مانند پروانه‌هاى پراکنده خواهند بود،

The day mankind will be like scattered moths

5» وَ تَکُونُ الْجِبالُ کَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ

و کوه‌ها مانند پشم رنگین حلاّجى‌شده مى‌گردد!

and the mountains will be like carded wool

6» فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ

امّا کسى که [در آن روز] ترازوهاى اعمالش سنگین است،

As for him whose deeds weigh heavy in the scales

7» فَهُوَ فِی عِیشَةٍ راضِیَةٍ

در یک زندگى خشنودکننده خواهد بود!

he will have a pleasing life

8»‌ وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ

و امّا کسى که ترازوهایش سبک است،

But as for him whose deeds weigh light in the scales

9» فَأُمُّهُ هاوِیَةٌ

پناهگاهش (هاویه) [= دوزخ] است!

his home will be the Abyss

10» وَ ما أَدْراکَ ما هِیَهْ

و تو چه مى‌دانى (هاویه) چیست؟!

And what will show you what it is

11» نارٌ حامِیَةٌ

آتشى است سوزان!

It is a scorching fire

اعراب آیات (تجزیه و ترکیب)‏:

1» {بِسْمِ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور {اللَّهِ} مضاف الیه، مجرور یا در محل جر / فعل مقدّر یا محذوف / فاعل محذوف {الرَّحْمنِ} نعت تابع {الرَّحِیمِ} نعت تابع {الْقارِعَةُ} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع

2»‌ {مَا} مبتدا ثان (دوم) {الْقارِعَةُ} خبر ثان (دوم)، مرفوع یا در محل رفع / خبر در تقدیر یا محذوف یا در محل

3» {وَما} (و) حرف اعتراض / مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {أَدْراکَ} فعل ماضى، مبنى بر فتحه ظاهرى یا تقدیرى / (ک) ضمیر متصل در محل نصب، مفعولٌ به / فاعل، ضمیر مستتر (هو) در تقدیر / خبر در تقدیر یا محذوف یا در محل {مَا} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {الْقارِعَةُ} خبر، مرفوع یا در محل رفع

4» {یَوْمَ} ظرف یا مفعولٌ فیه، منصوب یا در محل نصب {یَکُونُ} فعل مضارع، مرفوع به ضمه ظاهرى یا تقدیرى {النَّاسُ} اسم کانَ، مرفوع یا در محل رفع {کَالْفَراشِ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور / خبر کان، محذوف یا در تقدیر {الْمَبْثُوثِ} نعت تابع

5» {وَتَکُونُ} (و) حرف عطف / فعل مضارع، مرفوع به ضمه ظاهرى یا تقدیرى {الْجِبالُ} اسم کانَ، مرفوع یا در محل رفع {کَالْعِهْنِ} حرف جر و اسم بعد از آن مجرور / خبر کان، محذوف یا در تقدیر {الْمَنْفُوشِ} نعت تابع

6» {فَأَمَّا} (ف) حرف استیناف / حرف شرط و تفصیل {مَنْ} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {ثَقُلَتْ} فعل ماضى، مبنى بر فتحه ظاهرى یا تقدیرى / (ت) تأنیث {مَوازِینُهُ} فاعل، مرفوع یا در محل رفع / (ه) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه

7» {فَهُوَ} (ف) رابط جواب براى شرط / مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {فِی} حرف جر {عِیشَةٍ} اسم مجرور یا در محل جر / خبر در تقدیر یا محذوف یا در محل / خبر (مَنْ) {راضِیَةٍ} نعت تابع

8» {وَأَمَّا} (و) حرف عطف / حرف شرط و تفصیل {مَنْ} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {خَفَّتْ} فعل ماضى، مبنى بر فتحه ظاهرى یا تقدیرى / (ت) تأنیث {مَوازِینُهُ} فاعل، مرفوع یا در محل رفع / (ه) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه

9» {فَأُمُّهُ} (ف) رابط جواب براى شرط / مبتدا، مرفوع یا در محل رفع / (ه) ضمیر متصل در محل جر، مضاف الیه {هاوِیَةٌ} خبر، مرفوع یا در محل رفع / خبر (مَنْ)

10» {وَما} (و) حرف اعتراض / مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {أَدْراکَ} فعل ماضى، مبنى بر فتحه ظاهرى یا تقدیرى / (ک) ضمیر متصل در محل نصب، مفعولٌ به / فاعل، ضمیر مستتر (هو) در تقدیر / خبر در تقدیر یا محذوف یا در محل {ما} مبتدا، مرفوع یا در محل رفع {هِیَهْ} خبر، مرفوع یا در محل رفع / (ه) حرف سکت

11» {نارٌ} مبتدا مقدّر یا محذوف یا در محل / خبر، مرفوع یا در محل رفع {حامِیَةٌ} خبر ثان (دوم)، مرفوع یا در محل رفع

قرآن منظوم (امید مجد)‏:

سرآغاز گفتار نام خداست *** که رحمتگر و مهربان خلق راست

همى قارعه چیست (1) روز عذاب *** که از وحشت افتند در اضطراب (2)

چگونه توانى تصور نمود *** که سختى آن چون بود در وجود (3)

ملخ‏وار مردم در آن روز سخت *** پراکنده گردند هر سو ز بخت (4)

چو پشم زده ریز گردد جبال *** از آن هیبت و اقتدار و جلال (5)

در آن روز هر کس به میزان حق *** ورا کفه سنگین بود در طبق (6)

بهشت است بهر وى آراسته *** پس او هست در عیش دلخواسته (7)

سبک گشت اعمال هر کس دگر (8) *** به هاویه افتد به قعر سقر (9)

ولى سختى هاویه و آنچه بود *** چگونه توانى تصور نمود (10)

بود سوزناک آتشى پُرفروز *** که هر چیز از تابش افتد به سوز (11)

تفسیر نمونه (آیت الله مکارم شیرازى)‏:

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 257

َسوره قارعه

ََمقدمه:

این سوره در مکه نازل شده و داراى 11 آیه است

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 258

محتوى و فضیلت سوره قارعه:

این سوره به طور کلى از معاد و مقدمات آن سخن مى گوید، با تعبیراتى کوبنده و بیانى تکان دهنده ، و انذار و هشدارى صریح و روشن ، و سرانجام انسانها را به دو گروه تقسیم مى کند!

گروهى که اعمالشان در میزان عدل الهى سنگین است ، و پاداششان زندگانى سراسر رضایت بخش در جوار رحمت حق و گروهى که اعمالشان سبک و کم وزن است و سرنوشتشان آتش داغ و سوزان جهنم .

نام این سوره یعنى ((قارعة )) از آیه اول آن گرفته شده است .

در فضیلت آن همین بس که در حدیثى از امام باقر (علیه السلام ) مى خوانیم : من قراء القارعة آمنه الله من فتنة الدجال ان یؤ من به ، و من قیح جهنم یوم القیامة ان شاء الله : کسى که سوره قارعه را بخواند خداوند متعال او را از فتنه دجال و ایمان آوردن به او حفظ مى کند، و او را در قیامت از چرک جهنم دور مى دارد انشاء الله .

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 259

آیه 1 - 11

آیه و ترجمه:

بِسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الْقَارِعَةُ(1) مَا الْقَارِعَةُ(2) وَ مَا أَدْرَاک مَا الْقَارِعَةُ(3) یَوْمَ یَکُونُ النَّاس کالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ(4) وَ تَکُونُ الْجِبَالُ کالْعِهْنِ الْمَنفُوشِ(5) فَأَمَّا مَن ثَقُلَت مَوَزِینُهُ(6) فَهُوَ فى عِیشةٍ رَّاضِیَةٍ(7) وَ أَمَّا مَنْ خَفَّت مَوَزِینُهُ(8) فَأُمُّهُ هَاوِیَةٌ(9) وَ مَا أَدْرَاک مَا هِیَهْ(10) نَارٌ حَامِیَةُ(11)

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 260

ترجمه :

بنام خداوند بخشنده مهربان

1 - آن حادثه کوبنده ،

2 - و چه حادثه کوبندهاى ؟!

3 - و تو چه مى دانى که حادثه کوبنده چیست ؟

4 - روزى که مردم مانند پروانه هاى پراکنده به هر سو مى دوند.

5 - و کوه ها مانند پشم رنگین حلاجى شده مى گردد.

6 - (در آن روز) کسى که ترازوهاى اعمالش سنگین است .

7 - در یک زندگى خشنود خواهد بود.

8 - و اما کسى که ترازوهایش سبک است .

9 - پناهگاهش هاویه (دوزخ ) است .

10 - و تو چه مى دانى هاویه چیست ؟

11 - آتشى است سوزان .

تفسیر :

حادثه کوبنده !

در این آیات که در وصف قیامت است ، نخست مى فرماید: آن حادثه کوبنده ... (القارعة ).

چه حادثه کوبنده اى است ؟! (ما القارعة ).

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 261

و تو چه مى دانى که حادثه کوبنده چیست ؟ (و ما ادراک ما القارعة ). قارعة از ماده قرع (بر وزن فرع ) به معنى کوبیدن چیزى بر چیزى است ، به گونه اى که صداى شدید از آن برخیزد تازیانه و چکش را نیز به همین مناسبت مقرعة گویند بلکه به هر حادثه مهم و سخت ((قارعة )) گفته مى شود (تاء تانیث در اینجا ممکن است اشاره به تاءکید باشد).

با تعبیراتى که در آیه دوم و سوم آمده که حتى به پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى گوید تو چه مى دانى آن حادثه سخت و کوبنده چیست ، روشن مى شود که این حادثه کوبنده بقدرى عظیم است که ابعادش به فکر هیچکس نمى رسد.

به هر حال بسیارى از مفسران گفته اند که قارعة یکى از نامهاى قیامت است ، ولى درست روشن نساخته اند که آیا این تعبیر اشاره به مقدمات قیامت مى باشد که عالم دنیا درهم کوبیده مى شود، خورشید و ماه تاریک مى گردد، و دریاها برافروخته مى شود، اگر چنین باشد انتخاب نام قارعة براى این حادثه دلیلش روشن است .

و یا اینکه منظور مرحله دوم ، یعنى مرحله زنده شدن مردگان ، و طرح نوین در عالم هستى است ، و تعبیر به کوبنده به خاطر آن است که وحشت و خوف و ترس آن روز دلها را مى کوبد.

آیاتى که بعد از آن آمده بعضى تناسب با حادثه تخریب جهان دارد، و بعضى متناسب با زنده شدن مردگان است ، ولى رویهمرفته احتمال اول مناسب تر به نظر مى رسد، هر چند در این آیات هر دو حادثه پشت سر یکدیگر ذکر شده است (مانند بسیارى دیگر از آیات قرآن که از قیامت خبر مى دهد).

سپس در توصیف آن روز عجیب مى گوید: همان روزى که مردم مانند

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 262

پروانه هاى پراکنده و حیران و سرگردان به هر سو مى روند (یوم یکون الناس کالفراش المبثوث ).

((فراش )) جمع ((فراشة )) بسیارى آن را به معنى ((پروانه )) مى دانند، بعضى نیز آن را به معنى ((ملخ )) تفسیر کرده اند، و ظاهرا این معنى از آیه 7 سوره قمر که مردم را در آن روز به ملخهاى پراکنده تشبیه مى کند گرفته شده (کانهم جراد منتشر) و گرنه معنى لغوى آن همان پروانه است .

به هر حال تشبیه به پروانه به خاطر آن است که پروانه ها معمولا خود را دیوانه وار به آتش مى افکنند و مى سوزانند، بدکاران نیز خود را در آتش  جهنم مى افکنند.

این احتمال نیز دارد که تشبیه به پروانه اشاره به حیرت و سرگردانى خاصى است که در آن روز بر همه انسانها مستولى مى شود.

و اگر فراش به معنى ملخها باشد تشبیه مزبور به خاطر این است که مى گویند بسیارى از پرندگان به هنگام حرکت دست جمعى در مسیر معینى پرواز مى کنند، جز ملخها که در حرکت گروهى مسیر مشخصى ندارند و هر کدام به سوئى پیش مى روند!

باز این سؤ ال در اینجا مطرح است که این حیرت و سرگردانى و پراکنده گى و وحشت و اضطراب بر اثر حوادث هولناک پایان جهان است ، و یا آغاز قیامت و حشر و نشر؟

پاسخ این سؤ ال از آنچه در بالا گفتیم روشن مى شود.

سپس به سراغ یکى دیگر از اوصاف آنروز رفته مى افزاید: و کوه ها مانند پشم رنگین حلاجى شده خواهد بود (و تکون الجبال کالعهن المنفوش ).

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 263

عهن (بر وزن ذهن ) به معنى پشم رنگ شده است .

و منفوش از ماده نفش (بر وزن نقش ) به معنى گستردن پشم است که معمولا به وسیله ابزار مخصوص حلاجى و زدن پشم انجام مى گیرد.

سابقا گفته ایم که طبق آیات مختلف قرآن کوه ها در آستانه قیامت نخست به حرکت درمى آیند بعد درهم کوبیده و متلاشى مى گردند و سرانجام به صورت غبارى در آسمان درمى آیند که در آیه مورد بحث آن را تشبیه به پشمهاى رنگین حلاجى شده کرده است ، پشمهائى که همراه تندباد حرکت کنند و تنها رنگى از آنها نمایان باشد، و این آخرین مرحله متلاشى شدن کوه ها است . این تعبیر ممکن است اشاره به رنگهاى مختلف کوه ها نیز باشد، چرا که کوه هاى روى زمین هر کدام رنگ خاصى دارند.

به هر حال این جمله گواه بر آن است که آیات فوق از مراحل نخستین قیامت یعنى مرحله ویرانى و پایان جهان سخن مى گوید.

بعد به مرحله حشر و نشر و زنده شدن مردگان و تقسیم آنها به دو گروه پرداخته ، مى فرماید: اما کسى که ترازوهاى عملش سنگین است ... (فاما من ثقلت موازینه ).

او در یک زندگى سراسر رضایتبخش خواهد بود (فهو فى عیشة راضیة ).

و اما کسى که ترازوهایش سبک است ... (و اما من خفت موازینه ).

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 264

((جایگاه و پناهگاهش دوزخ است )) (فامه هاویة ).

((و تو چه دانى هاویه و دوزخ چیست ))؟! (و ما ادراک ماهیه ).

آتشى است سوزان ! (نار حامیة ).

((موازین )) جمع ((میزان )) به معنى وسیله سنجش است ، این واژه نخست در وزنهاى مادى به کار رفته ، سپس در موازین و مقیاسهاى معنوى نیز استعمال شده است .

بعضى معتقدند که اعمال انسان در آن روز به صورت موجودات جسمانى و قابل وزن درمى آید، و راستى آنها را با ترازوهاى سنجش  اعمال مى سنجند.

این احتمال نیز داده شده که خود نامه اعمال را وزن مى کنند اگر اعمال صالحى در آن نوشته شده است سنگین است و گرنه سبک وزن ، یا بى وزن است . ولى ظاهرا نیازى به این توجیهات نیست ، میزان حتما به معنى ترازوى ظاهرى که داراى کفه هاى مخصوص است نمى باشد، بلکه به هر گونه وسیله سنجش اطلاق مى شود، چنانکه در حدیثى مى خوانیم : ان امیر المؤ منین و الائمة من ذریته (علیهمالسلام ) هم الموازین : امیر مؤ منان و امامان از دودمانش ترازوهاى سنجشند.

و در حدیثى از امام صادق (علیه السلام ) آمده است که وقتى از معنى میزان سؤ ال کردند. در پاسخ فرمود: المیزان العدل !: ترازوى سنجش  همان عدل

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 265

است .

به این ترتیب وجود اولیاء الله یا قوانین عدل الهى مقیاسهائى هستند که انسانها و اعمالشان را بر آنها عرضه مى کنند، و به همان اندازه که با آنها شباهت و مطابقت دارند وزنشان است !

روشن است که منظور از سبکى و سنگینى میزان به معنى سنگینى خود ترازوهاى سنجش نیست ، بلکه وزن چیزهائى است که با آن مى سنجند. ضمنا تعبیر به موازین به صورت صیغه جمع به خاطر آن است که اولیاى حق و قوانین الهى هر کدام یکى از میزانهاى سنجشند، و از این گذشته تنوع صفات و اعمال آدمى ایجاب مى کند که هر کدام را با میزانى بسنجند، و الگوها و ترازهاى سنجش متفاوت باشد.

راغب در مفردات مى گوید: میزان در قرآن مجید گاهى به صورت مفرد، و گاه به صورت جمع آمده ، در صورت اول ناظر به کسى است که حساب مى کند، یعنى خداوند یکتا، و در صورت دوم ناظر به حساب شوندگان است .

بعضى از مفسران نیز گفته اند که موازین جمع ((موزون )) است ، یعنى عملى که آن را وزن مى کنند، بنابراین سنگین و سبک بودن موازین به معنى سنگین و سبک بودن خود اعمال است ، نه سبک و سنگین بودن ترازوها.

البته نتیجه هر دو یکى است ولى از دو راه مختلف . در این زمینه شرح بیشترى در ذیل آیه 8 و 9 سوره اعراف (جلد 6 صفحه

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 266

90) و همچنین ذیل آیه 105 کهف (جلد 12 صفحه 567) و ذیل آیه 102 سوره مؤ منون (جلد 14 صفحه 328) ذکر کرده ایم .

تعبیر به ((عیشة راضیة )) (زندگى خشنود) تعبیر بسیار جالب و رسائى است از زندگى پر نعمت و سراسر آرامش بهشتیان در قیامت ، این زندگى آنقدر رضایت بخش است که گوئى خودش راضى است یعنى بجاى اینکه ((مرضیة )) گفته شود براى تاءکید هر چه بیشتر بجاى اسم مفعول ، اسم فاعل به کار رفته است .

و این امتیاز بزرگ مخصوص زندگى آخرت است ، چرا که زندگى دنیا هر قدر مرفه و پر نعمت و تواءم با امن و امان و رضایت و خشنودى باشد باز از عوامل ناخشنودى خالى نیست ، تنها زندگى آخرت است که سراسر رضایت و خشنودى و آرامش و امنیت و مایه جمعیت خاطر مى باشد.

تعبیر به ((ام )) در جمله ((فامه هاویة )) به خاطر این است که ((ام )) به معنى ((مادر)) است ، و مى دانیم مادر پناهگاهى است براى فرزندان که در مشکلات به او پناه مى برند، و نزد او مى مانند، و در اینجا اشاره به این است که این گنهکاران خفیف المیزان محلى براى پناه گرفتن جز دوزخ نمى یابند، واى به حال کسى که پناهگاهش جهنم باشد!

بعضى نیز گفته اند معنى ((ام )) در اینجا ((مغز)) است ، زیرا عرب به مغز سر ((ام الراءس )) مى گوید، بنابر این معنى آیه چنین مى شود که آنها را با سر در جهنم مى افکنند، ولى این احتمال بعید به نظر مى رسد زیرا در این صورت آیه

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 267

بعد ((و ما ادراک ماهیه )) (تو چه مى دانى آن چیست ) مفهوم درستى نخواهد داشت .

((هاویة )) از ماده ((هوى )) به معنى افتادن و سقوط کردن است ، و آن یکى از نامهاى دوزخ مى باشد، چرا که گنهکاران در آن سقوط مى کنند، و نیز اشاره به عمق آتش دوزخ است .

و اگر ((ام )) را در اینجا به معنى مغز بگیریم هاویه به معنى سقوط کننده مى باشد، ولى تفسیر اول صحیحتر و مناسب تر به نظر مى رسد.

((حامیة )) از ماده حمى (بر وزن نفى ) به معنى شدت حرارت است و ((حامیة )) در اینجا اشاره به سوزندگى فوق العاده آتش دوزخ است .

به هر حال این جمله که مى فرماید: تو چه مى دانى هاویه چیست ؟ هاویه آتش سوزان است تاءکیدى است بر این معنى که عذاب قیامت و آتش  دوزخ فوق تصور همه انسانها است .

نکته :

اسباب سنگینى میزان اعمال

بدون شک ، ارزش همه اعمال نیک و صالحات یکسان نیست ، و با هم تفاوت زیادى دارند، و به همین جهت در روایات مختلف اسلامى ، روى پارهاى از اعمال خیر، تکیه بیشترى شده است ، و آنها اسباب سنگینى میزان و ترازوى عمل در قیامت شمرده اند.

از جمله در حدیثى ، از پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) مى خوانیم که در تفسیر لا اله الا الله فرمود: یعنى بوحدانیته لا یقبل الله الاعمال الا بها، و هى کلمة التقوى یثقل الله بها الموازین یوم القیامة : لا اله الا الله اشاره به وحدانیت خداوند

تفسیر نمونه جلد 27 صفحه 268

است و هیچ عملى بدون آن پذیرفته نمى شو

/ 3 نظر / 141 بازدید
سحر منتظرالمهدی

سلام بزرگوار آدرس لینکتون اصلاح شد بروزم اللهم عجل لولیک الفرج یاعلی

سجاد

سلام در حریم ولایت لینک شدید.

عاشق خدا..

سلام.. آدرس وبلاگ✿✿✿در آغوش خدا✿✿✿تغییر کرد... اگه میشه آدرس جدید رو جایگزین آدرس قبلی کنید ممنون[گل] آدرس جدید:http://yekpelle-ta-aseman.blogfa.com/ ....