داستان‏هاى قرآن-حضرت صالح (ع) و قوم ثمود

حضرت صالح سومین پیامبرى است که پس از نوح - علیه السلام - و هود - علیه السلام - یک تنه بر ضد بت و بت پرستى و طاغوت‌هاى عصرش قیام کرد، و سالها با آنها مبارزه و ستیز نمود.(3)

طبق بعضى از روایات، حضرت صالح - علیه السلام - در شانزده سالگى به دعوت قوم به سوى خدا پرستى پرداخت، و 120 سال آنها را دعوت کرد، ولى جز اندکى، به او ایمان نیاوردند.(4)

دورنمایى از زندگى قوم ثمود

قوم ثمود، امّتى از عرب بودند که پس از قوم عاد، به وجود آمدند و در سرزمین وادى القُرى (بین مکه و شام) در شهر حِجر (که هم اکنون بعضى از آثار آن شهر در میان تخته سنگهاى عظیم دیده مى‌شود) مى‌زیستند، و از قبایل مختلف تشکیل شده بودند و هم چون قوم عاد در بت پرستى، فساد، ظلم و طغیان غوطه‌ور بودند، و در زندگیشان جز انحراف و گمراهى، چیز دیگرى دیده نمى‌شد.

آنها در ظاهر داراى تمدن پیشرفته و شهرها و آبادى‌هاى محکم بودند، و از قطعه‌هاى عظیم سنگهاى کوهى، ساختمان مى‌ساختند، و براى حفظ خود پناهگاه‌هاى استوارى ساخته بودند، و در شهر حِجر داراى امکانات وسیع مادى و تشکیلات پر زرق و برق بودند، از این رو آنها را «اصحاب حِجر» مى‌نامند.

و به تعبیر قرآن، آنها در کار زندگى دنیایشان آن قدر سخت کوش بودند که براى خود، خانه‌هاى امن و امانى در دل کوه‌ها مى‌تراشیدند.(5)

این مطلب نشانگر آن است که آنها در یک منطقه کوهستانى مى‌زیستند، و داراى تمدن پیشرفته مادى بودند که به آنها امکان مى‌داد تا در درون کوه‌ها، خانه‌هاى امن تهیه کنند، تا در برابر طوفانها و سیل و زلزله، در امان باشند. ولى به همان اندازه که دل به دنیا بسته بودند، دل از امور معنوى بریده بودند، و در لجنزار تباهى‌ها و ستمها و آلودگى‌هاى معنوى، غوطه مى‌خوردند. حکومت ملوک الطوایفى، قبیلگى، ملى‌گرایى و تبعیضات نژادى، سرنوشت آنها را تعیین مى‌کرد. و بر همین اساس به فساد و تباهى‌ها، دامن مى‌زدند، چنان که قرآن در توصیف آنها مى‌گوید:

«وَ کانَ فِى الْمَدِینَة تِسْعَة رَهْطٍ یفْسِدُونَ فِى الْأَرْضِ وَ لا یصْلِحُونَ؛ آنها (قوم ثمود) در آن شهر (حِجر) نُه گروهک و قبیله بودند که فساد در زمین مى‌کردند، و براى اصلاح خویش اقدام نمى‌نمودند».(6)

قوم ثمود، داراى هفتاد بت بودند، چندین بتکده داشتند، بتهاى بزرگ آنها عبارت بودند از: «لات، عُزّى، منوت (منات) هُبَل و قیس

این بتها به خصوص، مورد احترام شدید قوم ثمود بودند، آنها را شب و روز مى‌پرستیدند، بتکده‌ها را به نام آنها نامگذارى کرده بودند، هیچ کس حق نداشت که آن بتکده‌ها را به عنوان مالکیت تصرّف کند، یا مرده خود را در آنها دفن نماید، اگر کسى تخلف مى‌کرد، مى‌گفتند: متخلفین مورد لعن هُبَل و منوت دو بت بزرگ قرار خواهند گرفت.(7)

خداوند بنده خالص خود به نام حضرت صالح - علیه السلام - را که از خاندان خود آنها بود، و داراى عقلى کامل، حلمى وسیع و اخلاقى نیک بود، به عنوان پیامبر خدا به سوى آنها فرستاد تا راه را از چاه به آنها نشان دهد، و آنها را از زنجیرهاى ذلّت، گمراهى، بت پرستى، تبعیضات، قبیله‌گرایى و تباهى‌هاى دیگر برهاند.

فرازهایى از دعوت منطقى و دلسوزانه حضرت صالح - علیه السلام -

حضرت صالح - علیه السلام - در دعوت و راهنمایى مردم، از راه‌هاى گوناگون وارد شده و به نصیحت آنها پرداخت، در این جا نظر شما را به چند نمونه از برنامه‌هاى تبلیغى حضرت صالح - علیه السلام - جلب مى‌کنیم:

اى قوم من! براى شما فرستاده امینى هستم، پرهیزکار باشید و از من پیروى کنید، من در برابر این دعوت، از شما اجر و مزدى نمى‌خواهم، اجر من تنها از جانب پروردگار جهانیان است، آیا شما مى‌پندارید همیشه در نهایت امنیت در میان نعمتهایى که در دنیا وجود دارد، باقى مى‌مانید؟ و در کنار این باغها، چشمه‌ها، زراعتها و نخل‌هایى که میوه‌هایش شیرین و رسیده است جاودانه خواهید ماند؟

شما از کوه‌ها خانه‌هایى مى‌تراشید، و در آن به عیش و نوش مى‌پردازید این امور شما را سر مست و غافل ساخته است، از زندان خود پرستى بیرون آیید، و به فضاى خدا پرستى وارد شوید.

از اسراف کاران و دنیا پرستان مرفّه پیروى نکنید، آنان که به فساد و تباهى دامن مى‌زنند، و در فکر اصلاح نیستند.(8)

اى مردم! تنها خداى یکتا و بى‌همتا را بپرسید، که جز او چیز دیگرى خداى شما نیست، همان خداوندى که شما را از زمین آفرید، و آبادانى آن را به شما واگذار نمود، از او آمرزش بطلبید، سپس به سوى او باز مى‌گردید، که پروردگارم (به بندگان خدا) نزدیک، و اجابت کننده تقاضاى شما است.

قوم گفتند: اى صالح! تو پیش از این مایه امید ما بودى، آیا ما را از پرستش آن چه پدرانمان مى‌پرستیدند نهى مى‌کنى؟ و ما در مورد آنچه ما را به سوى آن دعوت مى‌کنى در شک و تردید هستیم.

حضرت صالح - علیه السلام - فرمود: «اى قوم من! اگر من دلیل آشکارى از پروردگارم داشته باشم، و رحمت او به سراغم آمده باشد آیا مى‌توانم از ابلاغ او سرپیچى کنم؟ اگر من نافرمانى او کنم، چه کسى مى‌تواند مرا در برابر او یارى دهد، بنابراین سخنان شما چیزى جز اطمینان به زیانکار بودن شما نمى‌افزاید.»(9)

بنابراین به خود آیید، و درست فکر کنید و بدانید که راه نجات و رستگارى شما در نفى معبودهاى باطل و آمدن زیر پوشش پرستش معبود یکتا و بى‌همتا است.

اى مردم! چرا براى انجام بدى قبل از نیکى شتاب مى‌کنید؟ و به جاى شتافتن به سوى رحمت الهى، به سوى عذاب خدا حرکت مى‌نمایید؟ چرا از درگاه خداوند، تقاضاى عفو و آمرزش نمى‌کنید؟ که اگر چنین کنید شاید مشمول رحمت الهى شوید، این همه لجاجت و خیره سرى و غفلت براى چیست؟(10)

کوتاه سخن آن که، تمام رسالت و دعوت این پیامبر بزرگ در این جمله خلاصه مى‌شد که:

«أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ؛ خدا را بپرستید».(11)

آرى بندگان خدا، زیر بنا و عصاره همه تعلیمات فرستادگان خدا است.

حضرت صالح - علیه السلام - در دعوت قوم خود، نهایت محبّت و دلسوزى را نمود و با تعبیر مکرّرِ «اى قوم من!» خواست تا حسّ خویشاوندى آنها را به سوى خود جلب کند، ولى آنها در برابر آن همه دلسوزى‌ها، و منطق و راهنماییهاى مهرانگیز صالح - علیه السلام -، با طغیان و سرکشى لجوجانه، دعوت صالح - علیه السلام - را رد کردند، و بى‌شرمانه و گستاخانه در برابر او و دعوت‌هاى دلسوزانه او، ایستادند، و به کار شکنى و مخالفت شدید پرداختند.

مخالفت آنها عمومى بود و جز اندکى به آن حضرت ایمان نیاوردند، مطابق بعضى از روایات این گروه اندک، پس از دیدن معجزه پیدایش ناقه صالح، ایمان آوردند، نخست هفتاد نفر بودند، سپس مرتد شدند و تنها شش نفر از آنها باقى ماند، که یکى از آنها هم در شک و تردید به سر مى‌برد و سرانجام به مخالفان پیوست.(12)

بعضى تعداد ایمان‌آورندگان به صالح - علیه السلام - را که از عذاب نجات یافتند، تا چهار هزار نوشته‌اند.(13)

عکس العمل شدید قوم ثمود، در برابر دعوت صالح - علیه السلام -

حضرت صالح ده‌ها سال، قوم ثمود را به سوى خدا و یکتاپرستى دعوت کرد، ولى قوم ثمود با برخوردهاى شدید و لجاجت سخت از پاسخ مثبت به صالح - علیه السلام - امتناع ورزیدند، و با تهمتهاى ناجوانمردانه به آن حضرت، به کار شکنى پرداختند.

گفتند: «آیا ما از بشرى از جنس خود پیروى کنیم؟ اگر چنین کنیم در گمراهى و جنون خواهیم بود، آیا در میان ما تنها بر این شخص (صالح) وحى نازل شده است؟ نه، او آدم بسیار دروغگوى هوسبازى است».(14)

صالح - علیه السلام - به اندرز دلسوزانه قوم پرداخت، و آنها را از عذاب سخت الهى هشدار دارد، و اعلام کرد تا عذاب نیامده، خود را در پرتو ایمان نجات دهید و از خواب غفلت بیدار شده و از طغیان و سرکشى، دست بکشید، چرا که خمیر مایه گمراهى‌ها، غرور و سر مستى است. ولى سرکشى و غرور آن قوم به جایى رسید که بروز حضرت صالح و اصحابش را به فال بد گرفتند و آنها را دروغگو خواندند و وجود آنها را مایه بدبختى خود دانستند، با این که سزاوار بود آن حضرت و اصحابش را مایه برکت و سعادت ابدى بدانند.

صالح - علیه السلام - به آنها فرمود:

«طائِرُکُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ؛ فال بد و بخت و طالع شما در نزد خدا است، او است که شما را (نه ما را) به خاطر اعمالتان گرفتار مصائب و بدبختى ساخته است».

و این برنامه، در حقیقت آزمایش بزرگ الهى براى شما است، اینها هشدار و بیدار باش است، تا کسانى که شایستگى و قابلیت دارند، از خواب غفلت بیدار گردند، و با اصلاح مسیر خود، به سوى تکامل و خداى بزرگ، راه یابند.(15)

برخورد شدید قوم ثمود به جایى رسید که به گروه‌هاى نُه‌گانه تقسیم شدند، و با سازماندهى و برنامه ریزى فسادانگیز خود، به کارشکنى پرداختند، و به همدیگر گفتند: بیایید به خدا سوگند یاد کنیم که بر صالح - علیه السلام - و خانواده‌اش شبیخون بزنیم و آنها را به قتل رسانیم، سپس به کسى که مطالبه خون او را مى‌کند بگوییم ما از خانواده او خبر نداشتیم، و ما در ادّعاى خود راستگو هستیم.(16)

خنثى شدن توطئه توطئه‌گران

درتاریخ آمده: در کنار شهر حِجر کوهى بود که غار و شکافى داشت، صالح - علیه السلام - براى عبادت خدا به آن جا مى‌رفت، و گاه شبانه به آن جا مى‌رفت و به مناجات و شب زنده‌دارى مى‌پرداخت.

دشمنان توطئه‌گر که آن حضرت را تهدید به قتل کرده بودند تصمیم گرفتند به طور محرمانه به آن کوه رفته و در پشت سنگهاى کوه پنهان شوند و در کمین حضرت صالح به سر برند، وقتى که صالح به آن جا آمد، او را به قتل رسانند، و پس از شهادتش به خانه او حمله‌ور شده و شبانه کار اهل خانه را یکسره نمایند، سپس مخفیانه به خانه‌هاى خود برگردند. و اگر کسى از این حادثه پرسید، اظهار بى‌اطّلاعى نمایند.

ولى خداوند به طرز عجیبى توطئه آنها را خنثى کرد، آنها هنگامى که در گوشه‌اى از کوه کمین کرده بودند، کوه ریزش کرد، و صخره بسیار بزرگى از بالاى کوه سرازیر شد و آنها را در لحظه‌اى کوتاه، در هم کوبید و نابود کرد.

خداوند در قرآن به این مطلب اشاره کرده و مى‌فرماید:

«وَ مَکَرُوا مَکْراً وَ مَکَرْنا مَکْراً وَ هُمْ لا یشْعُرُونَ؛ آنها نقشه مهمى کشیدند و ما هم نقشه مهمى، در حالى که آنها خبر نداشتند».(17)

------------------------------

پی نوشت:

1- روایت شده: حضرت على - علیه السلام - در بستر شهادت، به امام حسن - علیه السلام - چنین وصیت کرد: «وقتى که از دنیا رفتم، پیکرم را در پشت این شهر (نجف که پشت شهر کوفه به حساب مى‌آمد) در کنار قبر دو برادرم هود و صالح - علیه السلام - به خاک بسپارید.» (بحار، ج 11، ص 379).

2- اقتباس از تاریخ انبیاء، تألیف عماد زاده، ص 252-258.

3- تفسیر المیزان، ج 10، ص 318.

4- تاریخ انبیاء، از: عماد زاده، ص 263؛ تفسیر نور الثّقلین، ج 2، ص 47.

5- حجر، 82.

6- نمل، 49.

7- قصص الانبیاء، عبدالوهّاب نجّار، ص 110.

8- اقتباس از سوره شعراء، آیات 143 تا 152.

9- هود، آیات 61 تا 63.

10- اقتباس از سوره شعراء، آیات 143 تا 152، و اقتباس از سوره نمل، آیه 46.

11- نمل، 45.

12- روضة الکافى، ص 186؛ موضوع ایمان آوردن گروهى به صالح - علیه السلام - در آیات 75 و 76 سوره اعراف، و 45 سوره نمل، و 66 سوره هود آمده است. و در آیه 75 و 76 سوره اعراف، مخالفان حضرت صالح به عنوان مَلَأ و مستکبران، و مؤمنان به او به عنوان مستضعفان ذکر شده‌اند. و آیه 66 هود، حاکى است عذاب سختى که بر قوم ثمود وارد شد، - همه جز صالح و مؤمنان به او - را به هلاکت رسانید.

13- تفسیر مجمع البیان، ج 7، ص 327.

14- قمر، آیه 24 و 25.

15- اقتباس از سوره نمل، آیات 45 تا 47.

16- نمل، 49 و 50.

17- نمل، 50؛ تفسیر نمونه، ج 15، ص 497.

/ 5 نظر / 44 بازدید
آپلود نامحدود فايل

سلام يه سايت جديد براي آپلود نامحدود فايل بدون محدوديت مي تونيد عضو بشيد تو اين سايت و تا 1 ترابايت فضاي رايگان بگيريد تازه در ازاي دانلود هر فايلتون هم پول در بياريد و تا روزانه 10 دلار درآمد داشته باشيد براي دانلود از لينک هاتون لينک مستقيم تو وبلاگتون بزاريد و کلي امکانات ديگه... دوست داشتيد يه نگاهي بهش بندازيد. http://bankupload.com

فاطمه

____________$$$$$ ___$$_________$$$ __$$$$_______$$$___$$$$$ _$$$$$$_____$$$___$$$$$$$ $$$_$$$$___$$$__$$$$____$ $____$$$$_$$$$_$$$ _______$$-$$$$$-$$----$$$$$ ____$$$$$$$$$$$$_$$$$_$$$$$ ___$$$$$$$$$$$$$$$$$_____$$$ __$$$__$$$$$$$$$$$$________$ _$$___$$$$$$$$$$$$$$$$$ $$___$$$$_$$$_$$$__$$$$$ $___$$$$___$$__$$$$___$$$ ____$$$_____$$___$$$____$$ ____$$______$$$___$$$____$ ____$$_______$$____$$$ ____$________$$$____$$ ____ _________$$$____$ _____________$$$ _____________$$$ ____________ $$$ ____________$$$ ___________$$$ _________$$$$$ ________$$$$$ سلام دوست من - آپ کردم و منتظر توام

سما

در شهر بودم دیدم هرکس به دنبال چیزی می دود : یکی به دنبال پول یکی به دنبال چهره دلکش یکی به دنبال لحظه ای توجه چشمان هرزگرد یکی به دنبال نان یکی هم به به دنبال اتوبوسی ! اما دریغ ؛ هیچکس دنبال خدا نبود و خدا به دنبال همه …

نگین

سلام ,چندوقته پست جدید ندیدم خوشحال میشم ازمطالب خوبتون استفاده کنم موفق باشید